آدم ها برایم یا باید صفر باشند یا صد
دوست داشتن وسط ندارد و چیزی به نام ۵۰ در مکتب و مرام من نیست. این یعنی یا بمان و یا برو. و تو سال ها و ماه ها و هفته هاست که رفته ای و منی که با وهم بودنت چایم را شیرین میکردم. امشب من رفتم. برای بار 1369291 ام من رفتم و تو در وهم و خیالم 1369291 بار استیم را کشیدی و التماس که تو را به 5 تن ال عبا نرو. اه. به قول رایحه دوست داشتن که شورای نگهبان و کوفت و مرض و زهر مار نمیشناسد. اصلا چه میداند عدم تایید صلاحیت و تایید صلاحیت چیست. امشب من رفتم و بای بیبی برو دست خدای مهربان . اصلا چه معنی میدهد این مفهوم دوست معمولی؟ عزیزم یا صد باش و یا صفر
الان من باید نگران سوختن موهایم زیر بار شیمیایی جات ها میبودم ، انتخاب بین پارکینگ طالقانی یا کوچه باریک ،باید انتخاب میکردم که باقوا بخورم یا دو ساعت عیسی و زنش را تحمل کنم . من باید زن های بی لچک و لخت و پتی را میدیدم و باز سوال واقعا ارزش سگ لرز زدن را دارد؟ یا شاید داشتم پنهانی سیگار کش میرفتم تا با نرگس فکری برای دخانیات کنیم من الان باید هر جایی باشم غیر از اینجا. دقیقا هر جایی غیر از اینجا
بین خودمان بماند هی دیشب داشتم تورا میبوسیدم هی میرفت عکس بعدی اه لعنت به این پیشرفت علم و تکنولوژی .خمی
دختره بیچاره ساعت ها برایت از شوهر نکبت و نامسلمانش میگوید تو برای کک و مک های صورتش نسخه میپیچی؟
" زایشافکار "
قانون پنجاه و یک "مادامی که یک مرد در خانه برای خودش خرید کند یعنی زندگی جریان دارد"
قانون پنجاه و دوم "حرفی از رایحه《 اگر ادمها نمیرند هیچ وقت به بهشت نمیروند! براي بهشتت بمیر...》"