eitaa logo
" زایش‌افکار "
159 دنبال‌کننده
19 عکس
10 ویدیو
0 فایل
کپی= جنایت و خیانت 🍯=💩+🐝 " گ"
مشاهده در ایتا
دانلود
بیا و منو به خودم بیار
هدایت شده از ویلوبی'
اى كاش برگردم به تايمى كه فكر مى كردم بعد ١٨ سالگی برام ريدن.
من می روم او می رود. ما می رویم. رفتن تنها فعلی است که امیر همیشه در حال صرف کردن آن است. لعنت به این شانس هنوز مزه ی یک جا موندن را نچشیده این که او باز دارد می رود. شهلا می گوید: 《امیر باز هم فیلش یاد هندوستان کرده است.》می گویم این فیل نیست کرگدن است. کرگدن همیشه تنها می رود. ای کاش من هم فیلی داشتم که هوای هندوستان یا هر جای نزدیکتری می کرد امیر به طرف آینده می رود. عاشق آینده است. گذشته را دوست ندارد. /تقدیر شده در مراسم جایزه ی مهرگان ادب_ 1382
هدایت شده از خودم!
- قهوه یا چای؟ + قهوه. - تلخ مثل روزگارمون؟ + نه. شیرین مثل عقلت
و اَه عزیزم چه سرنوشت غمگینی
" زایش‌افکار "
برایم بخوان محمد
برایم بخوان محمّد تا از یاد نبرم محله‌ی غمگینمان را که من از بردن نامش شرم داشتم "ده‌متری ساختمان" ده‌متری افغانی‌ها کولی‌ها بلوچ‌ها ده‌متری قرض اردوگاه نامه‌ی تردّد "هی افغانی حواست کجاست؟" این را کودکی گفت که تازه زبان باز کرده بود و من ترسیدم از "گلشهر" تا "ورامین" ترسیدم علوی
دست بلاک کردن داشتی زبون توضیح نه
تو دریای رابطمون همه چی موج میزد غیر شعور خخخخ
نون و نمک هم دیگه رو خوردیم مثلا
بچه‌ها من دراماتیک تر این حرفام
خاله محبوب می گوید: " من فقط به عشق ماتیک زدن زن جعفر شدم." جعفر شوهر اولش بود گفتند تا عروسی نکنی نمی توانی ماتیک بزنی. مامان نمی داند بخاطر چه چیزی زن آقاجان شد. "یک روز مرا به پدرت دادند. فکر کردم لابد بابای دومم است و من باید ایندفعه دختر او باشم. یک نفر یک مشت به پهلویم زد و گفت پدرت نیست. شوهرت شوهرت است. از آن به بعد هر وقت مشت می خردم می فهمیدم اتفاق مهمی افتاده است." /تقدیر شده در مراسم جایزه ی مهرگان ادب
وقتت تموم شد