هدایت شده از 𝖢𝗁𝖺𝗅𝗅𝖾𝗇𝗀𝖾 .
بدترین شب عمرت رو پشت سر گذاشته بودی و حتی خواب هم نمیتونست کمکت کنه تا اتفاقات بد رو فراموش کنی. سخت بود که بین ریسک به اون بزرگی و تنهایی همیشگی یکی رو انتخاب کنی، در حالی که در فکرهایت غرق شده بودی؛ چشمت به تیزی تیغی روی میز روبه رویت افتاد. راه حل ساده تری هم وجود داشت...
برای : Fallen star