eitaa logo
✨𝔹𝕠𝕪 𝕠𝕗 𝕝𝕚𝕘𝕙𝕥✨فور نده
129 دنبال‌کننده
767 عکس
218 ویدیو
0 فایل
[بـه نـام خـالـق زلـف هـای فـر تـو✨] [صــبـح شـد چشمام خـشک شـد💛] [به راه،نیومدی دلـم واسـه تـو خـودشـو کشـت مـرد!✨] [شـروعمـون: 1404/10/15💛] [کـدمـون:346🎟✨] [مـن: @mahla_30975 💛] [اصـکـی؟ مـنـبع یـا فـور بـزن✨] [لـف؟در شـان شـمـا نیـسـت💛]
مشاهده در ایتا
دانلود
روز دختر مبارک تویی که یه تنه برای رویاهات میجنگی مبارک تویی که اونقدر غرق کارو هدفاتی که فرصت هیچ حاشیه‌ای رو نداری روز دختر مبارک تویی که تو این جامعه با این همه محدودیت با این همه خط قرمز داری تلاش میکنی که موفق بشی! روزت مبارک دختر قوی❤️
رمان بنویسم و تقدیم نگاهتون کنم
پارت سی و چهار. رمان که یهو حامی وارد اتاق شد حامی:خب چیمیگفتید جانا:به تو چه حامی:جانا یه بار دیگه بخوای پرویی کنیا😒😡 جانا:عه خب چیکار به تو داره حامی:اومدم دنبال رویا کارش دارم جانا:خب رویا:عه حالا بحث نکنید جانا جون کسی به بزرگترش اینا رو نمیگه جانا:ببخشید و جانا دوید و حامی رو بغل کرد،لپ حامی رو بوسید و حامی هم بغلش کرد ،حامی هم لپ جانا رو بوسید و دست کشید رو موهاش رویا:حامی پس من چی حامی:تو هم بیا عشقم بغلت کنم رویا:اصلا قهرم باید تا صبح منو بغل کنی و بخوابی حامی:امم باشه جانا از بغل حامی جدا شد و گفت :خب دیگه زنتو دیدی حامی:نه میخوام ببرمش😏😂 جانا:خب کارش داشتم رویا ساکت بود حامی:جانا بزار برای فردا الان همه خسته ایم جانا:باش رویا:جانا جون شبت بخیر😉 جانا:شب توهم بخیر😊 حامی:جانا بگیر بخواب شب بخیر جانا:باشه فقط داداشی حامی:جونم جانا:مرسی بابت همه چیز....مرسی که هستی حامی:فداتشم برو بخواب دیگه🙂 جانا:شب بخیر در اتاق بسته شد جانا دراز کشید رو تختش به کارای امشب فکر می‌کرد حامی و رویا رفتند تو اتاق خودشون کنار بچه ها خوابیدن رویا:مگه قول ندادی که من تا صبح تو بغلت بخوابم حامی کم کم خوابش برده بود با صدای آروم و گرفته گفت: ای بابا باشه حامی دستشو دراز کرد رویا اومد سرش رو گزاشت رو دست حامی حامی هم بغلش کرد رویا هم خودشو تو بغل حامی جای داد از زبان حامی وقتی که سرش رو گزاشت رو دستم احساس آرامش کردم _______________ همینطور رویا تو بغل حامی بود ساعت 05:00 هیچکس بیدار نبود حامی :قشنگم نمیخوای بیدار شی رویا:چرا حامی:بریم قدم بزنیم رویا:حامی هوا تاریکه بزار ساعت 6 و 7 حامی:باش رویا لبش رو جلو آورد حامی هم نه با عجله نه با فشار یه بوسه ای روی لبای رویا زد یه بوسه عمیق رویا نفسش بند اومده بود نمیدونست چی بگه حامی پلکش رو بوس کرد بعد چند ثانیه پیشانی رویا رو و رویا دوباره خوابید و حامی بغلش کرد
تقدیم نگاهتون🤍
پارت سی‌وپنج. رمان ساعت 6:30 رویا زودتر از حامی بیدار شد رفت دست و صورتش را شست مامان لیلا:رویا جون صبحانه ات رو میزه رویا:مرسی الان یه خورده بر میدارم حامی گفت بریم بیرون بخوریم مامان لیلا:باشه گلم رویا دوتا قهوه درست کرد و گذاشت تو سینی و رفت بالا سر حامی رویا:حامی حامی:هوم رویا:بیا بریم قدم بزنیم حامی:باشه حامی بلند شد یه بویه ای به گونه رویا زد و رفت دستشویی بعد دستشویی اومد بیرون دید بارون میاد خیلی ذوق زده شده بود هوای شمال+باران چیمیشه حامی نفسی عمیق کشید رویا:میبینی چه هواییه حامی:میخوای صبحانه رو بزار تو بیا بریم قدم بزنیم؟ رویا:موافقم صبحانه رو گذاشت تو و اومدیم تو مسی رویا دستشو دور بازوم حلقه کرد و سرش رو گزاشت رو شونه ام که یکی داد زد(فریاد):حامیمممممم حامی:یاابلفض پاشین وایساد دخترو پسره از ماشین پیاده شون و به سمت حامیم دویدن حامی:بَه سلامم دختره به نام آوینا :سلامم پسره به نام ارمین:حامیم سلام باهامون عسو امضا میگیری حامی:حتما چرا که نه مادرو پدر کودک ها هم اومدن مادرشون:سلام آقای حامیم حامی:سلام مادرشون:الان تو راه اهنگ شما پلی بود حامی:عه جدی پدرشون :سلام حامی:سلام...خب معرفی میکنم همسرم هستن رویا:سلام همه:سلام اوینا:حامیم بیا امضا کن حامی:اسمت چیه اوینا:اسمم اویناست حامی:بفرمایید اوینا خانوم ارمین:اینم امضا کن حامی:چشم اسم شما چیه ارمین:بنده ارمین هستم حامی:بفرمایین آقای ارمین...خب حالا نوبت عکسه حامی باهاشون عکس گرفت دیگه خداحافظی رو کردن و رفتن رویا:خب خسته نباشی حامی:رویا چرا صدات اینجوریه رویا:چجوریه...احم احم😮‍💨🤧 حامی:رویا داری سرفه میکنی رویا:چیزی نیست🤧 حامی سیوشرتش رو در آورد و تن رویا کرد رویا:پس خودت چی حامی:تو واجب تری رویا:مرسی بابت همه چیز....واسه اینکه حواست بهم هست....حواست به بچه ها هست......حواست به زندگی و ‌‌‌..... هست حامی: سلامتی تو و بچه ها ارزش داره واسه ام
استایل حامی زیر سیوشرت سفیدش یه تیشرت مشکی پوشیده
بفرمایید تقدیم نگاهتون