eitaa logo
✨𝔹𝕠𝕪 𝕠𝕗 𝕝𝕚𝕘𝕙𝕥✨فور نده
124 دنبال‌کننده
770 عکس
218 ویدیو
0 فایل
[بـه نـام خـالـق زلـف هـای فـر تـو✨] [صــبـح شـد چشمام خـشک شـد💛] [به راه،نیومدی دلـم واسـه تـو خـودشـو کشـت مـرد!✨] [شـروعمـون: 1404/10/15💛] [کـدمـون:346🎟✨] [مـن: @mahla_30975 💛] [اصـکـی؟ مـنـبع یـا فـور بـزن✨] [لـف؟در شـان شـمـا نیـسـت💛]
مشاهده در ایتا
دانلود
ما اغراض داریم، به پارت نیاز داریمممم
هدایت شده از 𓂃𝐓𝐢𝐤𝐞𝐓𝐚𝐤𓂃
🪷౨ৎ𝐓𝐢𝐤𝐞𝐓𝐚𝐤 ^᪲🪷 ꔫ𝐉𝐨𝐢𝐧 𝐂𝐡𝐚𝐧𝐞𝐥 ꢾ𓍢ִ໋‌ ↝@TikTokiiii     
هدایت شده از 𓂃𝐓𝐢𝐤𝐞𝐓𝐚𝐤𓂃
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_qwbkif2&btn=میشنوم ناشناس چنلمون💕💆🏻‍♀ درخواستی هاتون و اینجا بگین بزارم💘🦦
وای خل شدم پارت بده
هدایت شده از 𓂃𝐓𝐢𝐤𝐞𝐓𝐚𝐤𓂃
اد فعال میخام برا همین چنل کسی هست بیاد تو ناشناس آیدیشو بده https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_qwbkif2&btn=میشنوم
پارت چهل و یک. رمان رویا:خب دخترا حاضرید کوکی‌بپزیم نورا:اخشوننن....اله نیلا:اهوم رویا:خب وسایل چیا هست اگه گفتید اول نورا بگه نورا:اممممم...تم‌مق (تخم مرغ) رویا:افرین...خب برداریم از تو یخچال...اینم تخم مرغ..نیلا شما بگو نیلا:شیر رویا:افرین اینم شیر....نورا دیگه چی نورا:اتر(ارد) رویا:بعله اینم آرد نیلا:من بگم رویا:بفرما گِرلم نیلا:شکر رویا:افرین...رنگ خوراکی هم این دخترا برید بازی کنید با تبلت هاتون تا من بپزم و بیارم بخورید نیلا و نورا رفتند نشستند روی کاناپه و رویا مشغول یه پختن کوکی ها کرد 45 دقیقه بعد رویا : بچه ها نورا و نیلا:بله مامان رویا:آماده شد فقط داغه نورا:چه جشنده(قشنگه) نیلا:به به بچه ها کوکی هارو خوردند تلویزیون دیدن کم کم ساعت 20:30 شده بود رویا:دخترا بابا کم کم میاد..بزارید بهش زنگ بزنم رویا:سلام حامی:سلام عشقم رویا:کجایی حامی:5 دقیقه دیگه میرسم رویا:اهان مراقب باش حامی:کاری نداری عروسکم رویا:نه عشقم..خداحافظ حامی:خداحافظ ____________ صدای زنگ توی خونه پیچید رویا:بچه هه آمده این نورا:هوم حامی در رو باز کرد اولین قدم رو برداشت بچه ها:سوپرایز حامی:😳😅 رویا:سلام عشقم حامی:سلام رویا:سوپرایز شدی حامی:به به چه کردید رویا:شاهکار های منو نیلا و نورا س حامی یه بغل نرم اما طولانی مقابل رویا بعد یه بوسه گرم روی گونه رویا نیلا:بابایی حامی:جونم نیلا:کوکی دلست کلدیم حامی دستی روی سر نیلا کشید و گفت:پس خوشبحال من که انقدر دخترای خوبی دارم نورا:منم بابایی خوبی دالمم رویا و حامی خندیدن نورا پرید توی بغل حامی نیلا:منو بغل نکردین باهاتون قهرم نیلا رفت توی اتاق حامی:ای بابا حامی نورا رو گزاشت روی پای رویا حامی بلند شد رفت سمت در اتاق در زد تق تق و گفت:دختر قشنگم نیلا(با گریه):بلوووو حامی در رو باز کرد و رفت داخل اتاق حامی نیلا رو اومد بغل کنه ولی نیلا نمیزاشت که بلاخره موفق شد به بغل کردنش نیلا:نوموخوام بگلم کنی(گریه) حامی:الهی فداتشم من دختر من گریه نکن نیلا همچنان گریه میکرد حامی اشک های نیلا روپاک کرد و گفت:ناراحتی چون نورا رو بغل کردم؟اره؟ نیلا:هوم حامی(لبخند):نیلا..دخترم تو هیچوقت فراموش نمیشی تو بچه اول خانواده ای به معنای مادر دوم این خونه اگه که بغلت نکردم چون میخواستم بعد از بغل کردن نورا تا آخر شب تو توی بغلم باشی..فکر نکن که ما دوستت نداریم نه من تورو خیلی دوست دارم نیلا:راست میگی حامی لپ نیلا رو بوس کرد و قلقلکش داد