eitaa logo
ꫝꪖꪖꪑⅈꪑ ડ𝕥ꪖ𝕣
58 دنبال‌کننده
329 عکس
100 ویدیو
0 فایل
سلامـــ سلامـــ خوش اومدی به کانالمون😜✨ اینجا هستیم تا از یه خــوانـ🎤ـنــده معروف حمایت کنیمـــ✨ شروع بی پایانــمون: 1404/10/15 کــدمون: 346🎟 مــن: @mahla_30975 خوشــحال میشم حــمایت کنید🤍🫀 رمــان؛فعالیت؛چالــش؛بیو و .. کلی چیز دیگه رو ما ای
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
صبح بخیر
🤍🪄🤍🪄🤍🪄 🤍🪄🤍🪄🤍 🤍🪄🤍🪄 🤍🪄🤍 🤍🪄 🤍 Roman Aghosh sard Part7⃣ حامی از کافه اومد بیرون...رفت و توی ماشین نشست یادش به حرفایی که با مهلا زده بود افتاد فلش بک حامی:دیگه خجالت نکشیا مهلا:اممممـ...باشه پایان فلش بک گوشیشو برداشت و به مهلا زنگ زد مهلا+ حامی_ _سلام دورت بگردم +سلام عشقم🥺 _مهلا چیزی شده؟ +نه🥺😢 _پس چرا صدات اینجوریه +دلم برات تنگ شده.. _الهی قربونت برم بیام پیشت +خدانکنه اره بیا النا رفت کنار مامانش _باشه نفسم تا یه ربع دیگه اونجام +مرسی🙂 _خدافظ +خدافظ🙂 پایان مکالمه حامی استارت زد و دستش را روی فرمون گزاشت و حرکت کرد بعد از یه ربع حامی رسید جلوی خانه مهلا و النا یه خونه نقلی و بامزه که درختان پاییزی جلوی در قشنگ ترش کرده بود!!!!! حامی زنگ خونه را زر دینگـــ دینگـــ مهلا:کیه؟ حامی:منم عشقم مهلا در رو باز کرد حامی از پله هایی که کنارشان گلدان هایی بود که گل های رنگ رنگی مانند آبی..صورتی..قرمز و ... که در آن بود بالا امد مهلا دم در وایساده بود و با دیدن حامی لبخندی ملیح به لبش آمد حامی:الهی فدای لبخنده‌ت بشم من مهلا:خدانتونه(لوس) حامی:لوس کی بودی تو🤏🏻 مهلا:توو🙌🏻 حامی دست مهلا را گرفت و رفتند داخل خانه مهلا اومد روی مبل کنار حامی نشست گاهی وقتا خودش را به حامی بیشتر تر نزدیک می‌کرد و حامی دستش را روی موهای طلایی مهلا می‌کشید اینبار مهلا جوری به حامی نزدیک بود کا نفس های گرم حامی به صورت سفید مهلا میخورد....👀 مهلا سرش را ردی قفسه سینه حامی تکیه داد انگار تکیه گاه همیشگی اش را پیدا کرده بود!! حامی دستانش را دور دل و کمر مهلا حلقه کرد و با بو کردن عطری که به مشام می‌رسید لبخند‌ش باز تر و قشنگ تر میشد همان موقع صدای گوشی حامی سکوت انجا را بهم زد گویی سکوت سنگینی شکست خورده بود🤭🤫 حامی اسمJana(جانا)که سئو کرده بود را دید حامی:الو حونم جانا:سلام داداشی کجایی حامی:من کنار مهلا چیزه یعنی کنار دوستم جانا:چی؟؟؟مهلا😧😳 حامی:اشتباه گفتم میخواستم بگم کیوان🤦🏻‍♂ جانا:حامی واقعا که یعنی داری بهم دروغ میگی حامی :نه بخدا کیوان عاشق یه دختری شده بود مهلا بعد داشت واسم تعریف می‌کرد جانا:ببخشید مزاحم خلوت تو و پرنسس‌ت شدم 😐😐 حامی:____ جانا:برو خوش بگذرون😆 حامی:ایخدا جانا میام خونه هم به حسابت میرسم هم برات توضیح میدم😅 جانا:فعععععععععک نکنم😎 حامی:کاری نداری جانا:نه برو به عشقت برس والا به ما که نه عشقی میورزی نه برام وقت میزاری حامی:حسود خانم جانا:خدافه جانا گوشی رو قطع کرد جانا:هوووووووف😮‍💨 حامی:از دست این خواهرا مهلا:😁😁 حامی لـ.بـ.ش را به موهای طلایی مهلا نزدیک کرد و یه بـ.وسـ.ه ای نرم روی موهایش زد 🎧🎤🎧🎤🎧🎤 بَرایِ مَن هَنوز شِکلِ روزِ اَوَلِتی! 🎧🎤🎧🎤🎧🎤 @fallow78hamim
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام
خوشگلا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا