eitaa logo
فاموتیدین.
1.1هزار دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
182 ویدیو
5 فایل
من همونی‌ام که دنبالش نمیگردی.
مشاهده در ایتا
دانلود
قیافم وقتی مجبور میشم به هرچیز ناراحت کننده ای تو زندگیم به عنوان درس نگاه کنم:
بنده فردا از ساعتِ سه مزار ‌شهدای بهشت زهرام. (قطعه۵۰) بیاین شهدا رو زیارت کنید، منم ببینید✨ برای هماهنگ کردن تو این ناشناس پیام بدید. https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_udhzsdk&btn=ناشناس‌های.پنج.شنبه
بزرگترین‌ضربه‌ی زندگیم جایی بود که مجبور شدم بجای بربری و چای شیرین، نون‌تست‌جو و چای کمرنگ بخورم. واقعا زندگی مگه چقدر ادامه‌داره که باید بخاطرش بربری نخورم؟
چطوری هم‌زمان هم یاد بگیرم غذا بپزم هم معنویتم رو کمرنگ نکنم هم خوببب درس بخونم هم به سلامت روانم اهمیت بدم هم فروپاشی نکنم هم به سلامت جسمم اهمیت بدم؟
فاموتیدین.
چطوری هم‌زمان هم یاد بگیرم غذا بپزم هم معنویتم رو کمرنگ نکنم هم خوببب درس بخونم هم به سلامت روانم اه
هم‌زمان باید یکی دوتا حرفه‌رو هم دنبال کنم تا بی‌دستاورد نباشم تو تنهاییِ خودم. یاعلی‌از تو مدد🙏
چرا هیچ خاطره‌ای از روزی که کمکی‌های دوچرخه‌مو در اوردم ندارم؟ مگه میشه روز به این مهمی رو یادم رفته باشه؟
انتظارم از ۱۹ سالگی دقیقا همینیه که داخلشم.
میزان تایمی که میتونم صبر کنم تا یه موضوع رو با مامان/بابام در میون نذارم ماکسیمم ۱۸ ساعته. بعدش دیگه مامانم یهو میاد تو اتاق بهش میگم مامااااااان‌...
بله. بله که خوشحال میشم وقتی یکی از ممبر‌هام که کلا دو کلمه‌هم باهاش حرف نزدم تو اینستا دائما برام "قو" میفرسته.
هدایت شده از - تـأنی
پریشب تو تجمعات دیدم یه دختری اومد سمت راستم ایستاد و منو نگاه می‌کرد، برگشتم یه نگاه کردم دیدم عه! اهوراست. و اولین بار بود که میدمش ولی کاملاً بدون هیچ مکثی شناختمش و همو بغل کردیم✨
خیال - اولین باری که فهمیدم "خیال" واقعا چیه، وقتی بود که احتمالا درونش‌ غرق بودم. احتمالا هنوز هم غرقم، ولی حداقل میدونم که غرق در خیال بودن، درست نیست. یادمه‌ که استاد در مورد خیال گفتن، ایشون مستقیما نگفتن ولی من فهمیدم که غرق شدن توی خیال بی حرمتیه در شانِ انسان. خلاصه گذشت و من هر روز رویِ این موضوع دقیق تر شدم. خیال دقیقا بافته‌میشه، شاید برای همینه که براش از "بافتن" استفاده میکنن. انگار نشستی رویِ صندلی، چند کلافِ رنگی از کاموایِ خیال رو خریدی، حالا میل‌بافتنی هات رو دستت گرفتی و داری می‌بافی. تند تند، خوشحال، میبافی و امیدوار به نتیجه‌ای. محصول میخوای، یچیزی که گرمت کنه، یچیزی که داشته‌باشیش، ولی خیال "هیچی" نیست. دستاورد نداره. خیال‌هایی که بافتی زنجیر می‌شن. زنجیر می‌شن و تورو قفل میکنن، نمیذارن حرکت کنی، نمی‌ذارن برای حال تصمیم درست بگیری. زنجیر جلویِ حرکتت رو میگیره. گاهی خیال تورو زنجیر‌ میکنه به یک شخص، به یک موقعیت. مراقب باشید به چه چیزی/کسی زنجیر میشید.