این حس وحشتناکیه، انگار تمام کتابا تکراری ان، تستا تکرارین حتی اگر راهشون یادم نباشه، تموم جزئیات استخراج شدن، حتی دلم نمیاد هایلایتمو براشون مصرف کنم
از لحاظ روانی دلم اون موقع رو میخواد که فدای سرتِ وانتونز گوش میدادم و اولین بار بود میشنیدمش.
حقیقتش آدم حس میکنه بعد کنکور، وقتی از حوزه امتحانی میاد بیرون، دنیا پرنوره، خوشگله، یه حس دیگه داره و اصلا همه چی فرق داره
ولی نه متاسفانه، دنیا گرمه، ترافیکه، غمناکه و عصاب خوردکنه.
برادر قاری قرآنه.
نمیدونم با چه اعتماد بنفسی بهش میگم میای همخوانی کنیم؟
و اون با صوت شروع میکنه خوندن و من با صدای خروسی.
جالبش اینجاست هر سوره ای رو که تمرین میکنه کل خونه حفظ میکننش