یهو دلم تنگ شد برا روزایی که بیدار میشدم و ازش نوتیف صبح خیر داشتم:,)
#مخاطب
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
هیچچیز تکانم نمیدهد، نه رفتنها و نه آمدنها. آدم وقتی دائم در معرض نشدنها و سختیها قرار میگیرد، احساسات و عواطفش را از دست میدهد یا دستکم گمشان میکند.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
زندگی خیلی دشوار و غمانگیز است. چطور آدم میتواند امیدوار باشد که خواهد توانست کسی را با نوشتن برای خودش نگه دارد؟
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
روزی تمام خود را میگذارم و با کولهای از آرزوها و رویا هایم میروم، روزی تمامِ خود را رها میکنم و با لباسی از جنس تنهایی این شهر را ترک خواهم کرد.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
میگوید همیشه پناه باش؛ تا حتی اگر از
کسی دور شدی هم، آنکه پناه و وطنش را از دست میدهد تو نباشی.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
چیزی که آدمیزاد رو میکُشه، حسرته.
حسرتِ جاهایی که نرفته،کاراییکه نکرده،
حرفایی که نگفته.
حسرتِ آدمی که دیگه تکرار نمیشه و هیچکاری واسه نِگهداشتنش نکرده.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
تو زندگی هركسی يه روزی يكی میره که بعد از اون دیگه رفتارای دیگران اهميتی نداره
بقول رشيدی سمرقندی :
چون بی تو گذشت بگذرد بی دگران.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
ای بابا...
معلومه که دلت تنگ میشه!
من مهربونترین و دلسوزترین آدمی بودم که میتونستی تو زندگیت داشته باشی و از دستش دادی...
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
«اگر روزی غمگین روبهروی تو ایستادم،
فکر نکن که چه ضعیف و کمتوان هستم،
به این فکر کن که من تو را امن دیدم
و روی تو حساب کردم
که روی غمگینم را نشانت دادم.»
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉