تو زندگی هركسی يه روزی يكی میره که بعد از اون دیگه رفتارای دیگران اهميتی نداره
بقول رشيدی سمرقندی :
چون بی تو گذشت بگذرد بی دگران.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
ای بابا...
معلومه که دلت تنگ میشه!
من مهربونترین و دلسوزترین آدمی بودم که میتونستی تو زندگیت داشته باشی و از دستش دادی...
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
«اگر روزی غمگین روبهروی تو ایستادم،
فکر نکن که چه ضعیف و کمتوان هستم،
به این فکر کن که من تو را امن دیدم
و روی تو حساب کردم
که روی غمگینم را نشانت دادم.»
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
و گاهى فقط خودت میدانى كه چقدر خالى شدهاى و هيچوقت آنطور كه بودهاى، زنده نخواهى شد حتى اگر به تمام آرزوهايت رسيده باشى.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
محمود دولت آبادی تو کتاب همه چیز از دست رفته نوشته "من تو زندگیم برای این روزا برنامه ریزی نکرده بودم و هیچوقت فکرشو نمیکردم دنیا قراره این جوری پیش بره" خواستم بگم منم همینطور محمود جان چه میدونستم تو اوایل جوونی همچین احساساتی رو قراره تجربه کنم و ناامید از عالم و آدم بشم:)
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
دوست داشتن واقعی؟!
«فقط اونی که بعد شنیدن حرفات و نقطه های تاریک زندگیت، همون سمتی می ایسته که خودت ایستادی.»
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
«انگار دردهایم بیدرمان شدهاند، همچون زخم عمیق، هر روز در دلم تازهتر میشود و هیچ مرهمی نمیتواند آن را التیام بخشد.»
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
گفتی پشیمانی و حالا فهمیدی که چقدر دوستم داری، اما من رفتم؛ و تو حالا میفهمی نادیده گرفته شدن و بیتوجهی چه حسی دارد.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉