پشت نقاب بزرگسالى همهی ما كودكى است نيازمند عاطفه، گذشت، عشق، و ترسيده از تنهایى...:)
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
یجا خوندم فراموش کردن کسی که دوسش داری مثل به یاد آوردن کسیه که هرگز اونو ندیدی، و چقدر دلم میخواد اینو به کسایی بگم که میگن بعد یه مدت فراموشش میکنی و از یادت میره.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
من ...
دوردست ترین جای جهان ایستادهام...
کنار تو...
تو کجایی؟
_احمد_شاملو
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
گفت : از حالت بگو
گفتم :
این روزا حس میکنم دو نفرم
یکیش داره سعی میکنه ظاهر قضیه رو حفظ کنه
میگه میخنده و میخواد هرجور شده سرپا بمونه!
یکیش اما خسته ست
خسته از تلاش، از دویدن و نرسیدن
که دلش میخواد بره دور از آدما تنها باشه و با کسی حرف نزنه!
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
عمیق ترین توصیفی که میتونم راجع بهش داشته باشم اینه که :
نبودنش سخته ، اما بودنش هم دیگه به من احساس خوشبختی نمیده.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
من خواستم همه چی رو درست کنم ولی یادم اومد اونی که خراب کرد من نبودم..
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
و آدمها در نهايت تبديل به كابوسهای نيمه شب اجتناب از يک عطر و موسيقى خاص،سكوت هاى ناگهانى وسط مهمانى، و گريههاى بلند در خيابان ميشوند.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉