به نظرم آدمایی که منتظرن خیلی گناه دارن، چون نمیدونن دارن برای چیزی صبر میکنن که در نهایت درست میشه یا تموم میشه؟
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
راههای زیادی هست برای از بین بردن قلب و احساسی کسی، و تو برای کشتن من از هیچکدامِ آنها دریغ نکردی.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
یکی از بزرگترین ترسهای زندگیام این است که دیگران از من رنجیده شوند؛ و گاهی همین ترس، رنج بزرگی را به خودم متحمل میکند.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
«زمان ِدرستِ رها کردن» نجاتمون میده از وایسادن در جای اشتباه.
گاهی ناامیدی نجات بخشه؛ از جایی که چشمه نمیجوشه، انتظار زمین حاصلخیز داشتن اشتباست.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
رنج او آنقدر طولانی شد که اطرافیانش به آن عادت کردند و از یاد بردند که او سخت در عذاب است؛
به قول نجیب محفوظ که میگه:
چون صبرت زیاد بود، گمان کردند چیزی حس نمیکنی.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
تو كتاب كيمياگر ميگه :
آنچه قسمت توست، از كنارت نخواهد گذشت
واسه چيزى از دست رفته غصه نخوريد ، يا برمیگرده يا اگه نمیرفت فقط باعث آسيب رسيدن بهتون ميشد.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
بدترین لحظه اونجاست که آدمِ موردعلاقهات نه تنها هیچ تلاشی برایِ نگه داشتنت نمیکنه، بلکه دلت هم میشکنه.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
افرادی که به ما آسیب زدن، معمولا به جای احساس گناه، ازمون متنفر میشن، چون اونارو یاد بیرحمیشون میندازیم.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉