یک چيز ديگر هم بود كه عذابم میداد
و آن اين كه هيچكس شبيه من نبود
و من هم شبيه كسى نبودم.
من تنها و آنها باهم.
_داستایفسکی
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
کسی که همیشه همرنگجماعت میشود، معمولا فراتر پیش نمیرود.
کسانی که تنها، مسیری را طی میکنند، احتمالا به جاهایی میروند که کسی قبلا در آنجا نبوده است.
_آلبرت انیشتین
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
من جايى فهميدم فقط خودمو دارم
كه از كسايى آسيب ديدم كه فكر ميكردم قراره
بيشتر از بقيه هوامو داشته باشن.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
«حالا فرض کنیم که این غم تمام شد،
شادیِ از یاد رفته را چگونه دوباره به یاد بیاوریم؟»
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
او در دلش آرزو دارد جایی را پیدا کند و ماهها بخوابد، شاید در خواب غمهایش را فراموش کند و روزی بیدار شود که دیگر هیچ دردی نداشته باشد.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
اندوههایی هم هستند که نه حرف میشوند،
نه فریاد و نه گریه؛ برخی اندوهها فقط سکوت میشوند و سکوت.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉