کمحرف شدهام، دوست ندارم توضیحی به کسی بدهم، و هیچ توضیحی از کسی نمیخواهم؛ میشل مونتنی میگفت «غمهای کوچک پُرحرفند، غمهای بزرگ لال»؛ میترسم که لال شده باشم!
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
«تقصیر کسی نیست، روزگار نکبتی شده؛ آنقدر که آدم دلش میخواهد مدام به خاطرههایش چنگ بیاندازد و آن جاها دنبال چیزی بگردد...»
_عباس معروفی
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
بهندرت به جای زخمها فکر میکنی، اما هر وقت به یادشان میافتی، میدانی که علامتهای زندگیاند!
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
من واقعا آدم خوبی بودم،
نمیگم اشتباه نداشتم ولی حداقلش این بود تلاشمو کردم خوب باشم و به کسی ضرر نرسونم حس میکنم حقم نبود خیلی اتفاقا برام بیوفته.
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
تنها با "امید" نمیشه زندگی کرد اما بدون "امید" زندگی ارزش زیستن رو نداره..
_هاروی میلک
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
اما جایی میانه ی راه، در نهایتِ غرور و ایستادگیِ مان، فرو می ریزیم، از دردِ هیچ کسی را نداشتن، از دردِ دل را به کسی نبستن، از دردِ "در میانِ جمع، تنها بودن" همه ی آدم ها نیاز دارند یکی را داشته باشند، که در نهایتِ تنهایی و خستگی دلشان به دوست داشتنش گرم باشد، آدم بدونِ عشق و محبت زود پیر می شود؛ یک نفر باید باشد، یک نفر که عاشقش باشی؛ یک نفر که عاشقت باشد!
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉