گاهی اوقات به درستى نمیفهمم
دلتنگى من بيشتر به خاطر توست يا براى تكهاى از من كه در كنار تو جا ماند و هرگز برنگشت!
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
«انصاف نیست که دنیا آنقدر کوچک باشد که آدمهای
تکراری را روزی هزار بار ببینی...
و در عین حال آنقدر بزرگ باشد که نتوانی آنکس را که
دلت میخواهد، حتی یک بار هم، ببینی!"
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
گاهی بی آنکه بفهمی؛
در طول زمان آدم دیگری می شوی.
بیشتر سکوت میکنی،
دیرتر باور میکنی،
و کمتر می رنجی...
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
«اگر روزی از من درباره ی تو بپرسند،
کوتاه میگویم؛
در نهایت نا امیدی او تمام امیدم بود..»
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉
و مردم نمیدانند
چگونه میشود بیهیچ واژهای
کسی را که این همه دور است
این همه دوست داشت...
𝓌𝑜𝓊𝓃𝒹𝑒𝒹 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉