استقامتم تو خونه موندن انقد بالاست که حس میکنم شاید تو زندگی قبلیم لوازم خونگی بودم.
وقتی یادم میاد زندگی همین لحظاتیه که داره میگذره دلم میگیره چون همیشه احساس میکردم قراره چیز خیلی جالبتری باشه.
نه تونستم بدستش بیارم، نه تونستم از دوستداشتنش دست بردارم. فقط دارم از فکر کردن بهش زجر میکشم.
«هروقت نوشتم "خوبم." تو بدان شبها خواب ندارم، غم استخوانهایم را له کرده، کابوسهایم را زندگی میکنم و چیزی نمانده تا از بین بروم.»
عشق
اسمِ مستعار اُمیدهای
ناگزیری است
که
شنبه ما را
به یکشنبه می کشاند..
_حسین پناهی