وقتی یادم میاد زندگی همین لحظاتیه که داره میگذره دلم میگیره چون همیشه احساس میکردم قراره چیز خیلی جالبتری باشه.
نه تونستم بدستش بیارم، نه تونستم از دوستداشتنش دست بردارم. فقط دارم از فکر کردن بهش زجر میکشم.
«هروقت نوشتم "خوبم." تو بدان شبها خواب ندارم، غم استخوانهایم را له کرده، کابوسهایم را زندگی میکنم و چیزی نمانده تا از بین بروم.»
عشق
اسمِ مستعار اُمیدهای
ناگزیری است
که
شنبه ما را
به یکشنبه می کشاند..
_حسین پناهی
ما نسل سوخته ایم!
کرونا دیدیم
گرونی دیدیم
جنگ دیدیم
از دست رفتن عزیزانمونو دیدیم
و الان.....
هدایت شده از مـَ؋ـتونِنا؏ِـم .
در تاریخ بنویسید روزی روزگاری دشمنان سرزمین ایران گفتند برای کمک می آیند، برای نجات، برای شعار زن زندگی آزادی، برای آبادی. بنویسید عده ای باور کردند، خواهش کردند، تمنا کردند که اهریمن بیاید و نجاتشان بدهد، بنویسید آمدند و اولین خونی که ریختند خون دختر بچه های دبستانی بود.
در تاریخ بنویسید رهبری که با وجود همه اصرارها به پناهگاه نرفت و خواست مانند مردمش باشد، در دفتر کار خود به شهادت رسید.