#تَرکِش خورده بود و روی زمین افتاده بود و زمزمه می کرد
دوربین برداشتم ، و رفتم بالای سرش
داشت آخرین نفس هاشو میزد
ازش پرسیدم:
برادر ، این لحظات آخر حرفی برای مردم داری؟
با لبخند گفت از مردم میخوام وقتی برای خط #کُمپوت می فرستند، عکس روی کمپوت ها رو جدا نکنند
گفتم داره ضبط میشه برادر یه حرف بهتری بگو ...
با همون لبخند گفت : آخه نمی دونی سه بار به من رب گوجه افتاده ...
#سلامتی_همه_جانبازان_صلوات
#اصفهان_من_شهر_زندگی
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
همراه ما باشید در #فرهنگ_شهر_۲
اداره فرهـنــگـی اجـتــمــاعـی منطقه ۲
شـــــــــــــهـــــــــــرداری اصــــــــــــفـــــــــــهان
🆔 @farhangshahr2