فکر نمیکردم که روزی ورژن ساکت، کمحرف، گوشهگیر، آروم و تنهای خودمو ببینم. من همون دخترهام که سرو صدا راه مینداختو با تمام آدمای شهر دوست میشد.. همون که نیشش همیشه باز بودو برای معاشرت، آمادهترین بود.. حالا آدمارو میپیچونم، تلفنامو قطع میکنم، پیامهامو بیجواب ول میکنم، قول میدم پاش واینمیسم، سر قرارها نمیرم، تولدا و مهمونیارو کنسل میکنم، دوستامو نمیبینم، تو جمعهای خانوادگی میخوابم تا مجبور به ارتباط گرفتن با کسی نباشم.. غم همیشه درسو تجربه نمیشه.. همش رشد نیست.. بخش زیادیش تغییره.. تغییرهای ناراحت کننده و بد.. تبدیل شدن از یک آدم پر انرژی، به آدمی که حوصله حرف زدن با خودشم نداره...
فریادِ بیصدا..
یلدا چی داره ک اینقد براتون مهمه؟..
فقط قشنگیش ب اینه ک امشب ی دیقه بیشتردوست دارم:))
دلم برای اون زمان ک زیر پتو توی کلاس مجازی شرکت میکردیم و اخر ترم ۲۰ میگرفتیم تنگ شده،واقعا روزای طلایی و زیبایی بودن
بعضی قدمها به تنهایی باید برداشته بشن.این تنها راهه برای اینکه واقعا بفهمی احتیاج داری کجا بری و چه کسی باشی
فریادِ بیصدا..
فقط قشنگیش ب اینه ک امشب ی دیقه بیشتردوست دارم:))
آذر ساک به دست
دی مشتاقِ دیدار
و زمان به احترام عشق
یک دقیقه بیشتر
به حرکت ادامه داد :)
من از نبود کسی ناراحت نمیشم
فقط از اعتمادی ک از بین رفت و احساسی ک حیف شد غمگین میشم