- ببین اینم درست میشه و به هر حال یه گوهی میخوری ، مثه تمومِ وقتایِ دیگهای که به هر حال یه گوهی خوردی پس آروم باش و شل کن بره .
یه جا خوندم نوشته بود :
پشت هر دختری که شیک و پیک میره
بیرون یه اتاقه که به چوخ رفته :>
همیشه یادت باشه ،
درد یا لذت کاری که انجام میدی نمیمونه ،
ولی افتخار و شرمندگیش چرا...
فریادِ بی صِدا؛
برایِ من اون پسری جذابه که :
- آویزون جیب باباش نیست ، زحمت میکشه و مستقله ، برای هر مزخرفی تایم نداره ، با خواهرش درست برخورد میکنه ، برایِ همجنس های خودش با معرفته و برای جنسِ مخالفش امن و ایمنه ، شوخی رو با بیحیایی اشتباه نمیگیره و وقتی بچه کوچولو میبینه مثه چی ذوق میکنه ؛ نه اون پسرِ خوشگلِ مامانیِ بچه پولداری که عرضه هیچی رو نداره .
نیاز دارم همهی اکانتامو پاک کنم، سیم کارتمو
در بیارم بشکونم، برم توی جنگل تو یه کلبه
چوبی ادامه زندگیمو از همهی انسان ها دور
باشم، دغدغم مطالعه کتابام و جمع کردن
هیزم برای شام شب باشه، دیگه نباشم. برم
و محو و فراموش شم.
ببخشیدا اگر زحمت نمیشه لطفاً وقتی منظوری از رفتارتون دارین مستقیم و چکشی بگین ، خدایی کم دغدغه داریم همینمون هم مونده بشینیم رفتاراتونم کد گشایی کنیم . .
هيچ متن مناسبی برای بیان این حجم غمی که دارم، ندارم؛ احساسات از یه عمقی به بعد به کلمه در نمیان.
تهش بی حسیه دیگه. از یه جا به بعد دیگه دلت نمیگیره. دیگه دلتنگ نمیشی، دیگه نه مرگو میخوای نه زندگیو، نه شادی رو میشناسی نه غمو، دیگه غروبای جمعه حس دلمردگی بهت نمیده، دیگه نه استرس میکشی نه ذوق کردن میدونی چیه. منتظر هیچی نمیمونی و همه چیز برات بی معنی میشه. دیگه غم میونِ دو تا چشمای قشنگت خونه نمیکنه...
_پناه