eitaa logo
ملجـــٰأ ؛☫
2.4هزار دنبال‌کننده
91 عکس
26 ویدیو
0 فایل
_به نام خالق ِمولا ؛ علی . ◝عکـٰآس | ادیـتور | نویـسنده ؛◟ 𖧧 مُرید ِآوینی ایم و سلاح مـٰان دوربین ! وقف ِ منجی عالـٰـم 🪔 ⊹ . کپي ؟ فرهنگ فوروارد . 𝖲︎𝘁𝖺꯭𝗿𝗍: 405/1/4𖥨 ˖ ࣪ ࣪
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از ســادات:))💚
- پاشیم بریم میــدوون ِمعروف ِقم ؛ اجتمــٰـآع .🇮🇷🫠🛐
هدایت شده از ســادات:))💚
* امشب شب ِتولدمــه ، می‌خوام بخاطرش ناشناس بزارم آخرشبــي ..💓 هستیددد !؟🫶🏻🌝
دوستان ۲نفر دیگه اینجا جویین شه لینک بر میدارن و وارد شدن پولی میشه🥲 https://eitaa.com/joinchat/3904833250C11da71a91f چون این رمان خیلیییی طرفدار داره و ورود به کانال Vap رمان ماه تاریک ی شانس واقعی 😝 تنها جایی که تموم صح.نه هارا بدون س.ان.سور میزاره😇🥵
دوستان ۲نفر دیگه اینجا جویین شه لینک بر میدارن و وارد شدن پولی میشه🥲 https://eitaa.com/joinchat/3904833250C11da71a91f چون این رمان خیلیییی طرفدار داره و ورود به کانال Vap رمان ماه تاریک ی شانس واقعی 😝 تنها جایی که تموم صح.نه هارا بدون س.ان.سور میزاره😇🥵
: ماه تاریکـ♡ *** تاریکی شب تولدش، سایه‌بان آرزوهای بر باد رفته نیلماه بود. هوای سنگین شهر، دلش را فشرد و او را به سمت فرار سوق داد. چند ساعت بعد، در دل جاده‌ای خلوت، قطرات درشت باران شروع به باریدن کرد و سرمایی گزنده، تن نحیفش را در آغوش گرفت. همین‌طور که در خود فرو رفته بود، گرمایی ناگهانی از پشت حس کرد. چتری بالای سرش سایه انداخت. چرخید و با چشمانی گشاد شده، با تصویری روبرو شد که در رویاهایش هم نمی‌دید. پسری خوش‌تیپ، با نگاهی نافذ و جذابیتی که نفس را بند می‌آورد. او کیم بود؛ کسی که نامش لرزه بر اندام بزرگترین خلافکاران تهران می‌انداخت. کیم با صدایی آرام اما قاطع گفت: "سوار ماشین شو." نیلماه، سردرگم و وحشت‌زده، اما تسلیم نگاه نافذ کیم شد و سوار بر خودروی لوکسش، به سمت عمارتی مجلل هدایت شد. در آنجا، مراسمی در جریان بود و کیم رو به نیلماه کرد و گفت: "امشب باید خودتو دوست دختر من جا بزنی." نیلماه با ناباوری مخالفت کرد، اما کیم کوتاه نیامد. اتاقی با لباس‌های زیبا در اختیارش گذاشت و گفت: "حمام کن تا سرما نخوری. بعدش باهات کار دارم." نیلماه، سر در گم و پشیمان از سوار شدن به ماشین کیم، با اضطراب پرسید: "شما منو می‌شناسید؟ شما کی هستین؟" ❌این رمان برای افراد زیر ۱۵ سال مناسب نیست❌ ادامش اینجاست
مافیا یِ دخترو به عنوان دوست دختر خودش معرفی میکنه و دختره رو می. بو. سه و دختره از حال میره و حالش بد میشه بعد مافیا تموم تلاششو برای زنده موند دختره میکنه و بعد که دختره به هوش میاد..... 👀🫀✊🏻 رمان هات 🔥ِ مافیاو دختر فقیر اینجاست اونم vip و رایگان بدو تا پولی نشده https://eitaa.com/joinchat/3904833250C11da71a91f 🔥
هدایت شده از - پلـٰی لیست .
🌟 | بیاید تب ادمینی ؛ @Khanom_sinn .
مامانم ؛ بیرون از خونه درمورد حرف نزن ، اوضاع امن نیست ! من به لطف این چنل💀 : ʝσɨŋ→https://eitaa.com/joinchat/1627915576C029e96c453 . فقط تحلیلاش🛐>>>