من از اهالي دریایم اهل آبي عشق
که غیر چشم تو هرگز نداشتم وطني : )
تقدیم به وقت17 .
مرا دردیست اندر دل ، که گر گویم زبان سوزد
وگر پنهان کنم ، ترسم که مغز استخوان سوزد
تقدیم به یاسشاپ .
آهوی چشم تو گویی به شکار آمده بود
جاندراینقائله بخشید و دلم رفت زِدست ..
تقدیم به احساسیکهدوستشدارم .
چو از اظهار عشقم خویش را بیگانه میداری
نمیبایست کرد اول به این حرف آشنا خود را
تقدیم به اطلسشاین .
تو مبین ساکت و آرام نشستم کنجی
حرف ناگفته زیاد است ولی مَحرم نیست ..
تقدیم به بسیجی .
یک سینه حرف هست ولی نقطه چین بس است ..
خانم ، دل و دماغ ندارم همین بس است .
تقدیم به شاینیشاپ .
دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت
عمریست که عمرم همه در کار دعا رفت ..
تقدیم به هناك .