#ماه_رمضان
#روضه_امام_علی_علیه_السلام
#روضه_حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#روضه_امام_حسین_علیه_السلام
دل شکسته ی من انس با علی دارد
امشب دلاتون خوب شکسته ها
آماده هستا
اَنا عِندَ قلوبِ المُنکسِرَه
خود خدا فرموده
دل شکسته ی من انس با علی دارد
از روزی که خانومت رو بین در و دیوار گذاشتند
پهلوشو شکستند
اما دل مارو هم شکستند
تا قیامت ، دل ما شکسته ی غم فاطمه و بچه هاشه
دل شکسته ی من انس با علی دارد
دل از همه بُگسَسته ، تا علی دارد.....
منم ز شهر ولایت ،ز کوی سوختگان
شناسنامه ی من مهر یا علی دارد....
خدا مدال علی دوستی به ما دادست
به غیر کشور شیعه کجا علی دارد.....
به روز حشر برای ، شفاعت امت
علی حسین و رسول خدا علی دارد....
*پیغمبر فرمود: قیامت کلیدهای بهشت و جهنم و میدم دست علی ،
امیرالمومنین میاند کنار آتش جهنم می ایستند ،
اینو سنی ها نقل کردند ،
فَرائدُ السِمطَین جوینی مینویسه
شراره های آتش رو میکنند به مولای من و تو ،
میگند آقاجان کنار برو
نور تو باعث میشه شعله های من خاموش بشه.....
بعد حضرت اشاره می کنند آرام بگیر
اشاره میکنند فلانی دشمن منه ، "فَخُذِیه"
او رو تو آتش بینداز ،
فلانی از دوستان منه رهاش کن ،
خدایا یعنی میشه ما جزو آزاد شدگان از آتش باشیم؟
آره که میشه
دهه ی آخر مگه نفرمود : "عِتقٌ مِن النّار"
دلم هوای دعای مجیر کرد،
بزار بگم زمزمه کن
سُبْحَانَكَ یَا اللهُ تَعَالَیْتَ یَا رحمان أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ
اگه امشب نام مارو ننویسی کجا برم ؟!!
اصلا امشب اینجوری باهات حرف میزنم
تا نبخشی ازین خیمه بیرون نمیرم....
بدن بابا رو دفن کردند،
امام مجتبی، متصدی دفنه
اولین ضربه رو که زد
دید یه قبر آماده ایه ،
یه لوحی روش هست نوشته شده
"هذا قبر اخی علی ابن ابیطالب"
این قبریه که نوح نبی برا علی کنار گذاشته ،
لذا تو زیارت نامه ش میگی
"السلام علی ضجیعیک آدم و نوح"
تمام اینها رو امیرالمومنین به امام مجتبی گفته بود،
بالای لحد و خواستند کنار بزنند،
بالای این لوح دیدن انبیاء اولوالعزم نشستند
همه دارند به پیغمبر تسلیت میگند
پایین لوح که پایین پای قبر بود
ابی عبدالله کنار زد،
اصلا این سرش چیه نمیدونم؟!!
دید چهار زن بهشتی دور مادرش فاطمه رو گرفتند
اونا دارن به مادرش تسلیت میگند
نیمه شبه دیگه کجا بریم؟
نمی دونم چه سریه،
اون شب دفن مادر هم
ابی عبدالله نیمه شب اومد پایین پای مادر،
شروع کرد پاهای مادر رو بوسه زد،
اینجا هم نیمه شب حسین اومد پایین پای علی،
بازم مادرش رو زیارت کرد...
آخ هر دیدی یه بازدیدی داره....
نیمه شب ، هودج هایی از آسمان اومدند کنار گودال....
این مادر اومده زیارت شبانه ی پسرش رو پس بده،
حسین جان نیمه شب اومدی،
نیمه شب اومدم دیدنت....
از بالای سر....
سر که نداشت،سر بالای نیزه بودا...
از بالای بدن که رگ های بریده نمایان بود
پیغمبر آمد با انبیاء اولوالعزم ....
از پایین گودال هم فاطمه آمده بود با چهار زن بهشتی
هر چه گشت دید نعلینش رو پیدا نمی کنه
عمامه ش رو به غارت بردند...
لباسی که فاطمه تهیه کرده بود به تنش نیست...
واویلا ... واویلا ....
هر چی گشت یه جای سالم تو بدن پیدا کنه ،نکرد...
آخ یه لحظه تصور کن
این زیارت زهرا بعد از لگد مالی سُم اسب هاست....
آخ ازین بدن دیگه چیزی باقی نمانده بود....
نیمه شب مادر اومد
غروب فرداش هم خواهرش اومد
گفت داداش:
ته گودال فقط ، پیکر تو مانده و من (۲)
همه رفتند ، فقط مادر تو مانده و من ....
حسین .....
شب زیارتی مخصوصه ارباب هستا
یه بیت دیگه ازین شعر بخونم و از همه التماس دعا
داداش...
ته گودال فقط پیکر تو مانده و من
همه رفتند فقط مادر تو مانده و من ....
تو و عباس که رفتید از آن روز به بعد
زخم های بدن دختر تو مانده و من....
حسین .....
====================
✍️منبع: روضه های حجتالاسلام میرزامحمدی
https://eitaa.com/fatemi8