در بارهی بیاده؛ نشست دوم: تبلیغ شریانی. به روایت محمد مهدی فاطمی صدر. دوشنبه ۱۹ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۸. قم مقدسه، جامعهی فعالان مردمی اربعین...
https://www.skyroom.online/ch/saman2/moavenatemajame
هدایت شده از محمد مهدی فاطمی صدر
تبلیغ شریانی اربعین
شریانهای شیعی پیادهروی اربعین بزرگترین شبکهی اجتماعی عیان در عراق هستند. از ساحل خلیج فارس در فاو تا مرز ایران در عماره و بدره و خانقین تا محلههای بغداد و سامراء و موصل، واروندرخت انبوه مسیرهایی پیادهروی به عتبات کلانشاکلههای همکناری سالانهی شیعیان و حتا سنیان در مناسک اربعین هستند.
چه در همگامی روزانه در جادهها و چه در شبمانی جمعی در خانهها، بدنهی بیاده ساعتها و روزها با هم هستند و خطای عمدهی مبلغان ایرانی و عراقی هماین است که جای همراه شدن در این مسیر در حاشیهی آن منتظر ایستادن زائرها و مطلب رساندن هستند.
زائران پیاده اما در دل این شبکهی کلان اجتماعی صحبت میکنند و صحبت میشنوند و رفاقت میکنند و حتا به وصلت و تجارت میرسند و هر سال این گردهمآیی سراسری در عراق شیعه و حتا بخشی از عراق سنی تکرار میشود.
در ایران هم مسیر بیاده خواهناخواه و دیریازود هماین هیأت را خواهد یافت. این سالها کاروانها و زائرهای اندکی از مشهد و قم و بوشهر و اهواز و آبادان پیاده به اربعین کربلاء میروند، اما اندک نخواهند ماند.
با عکس شدن بردار پیادهروی ایرانیها از اربعین از مقصد و بسنده به فاصلهی نجف-کربلاء به اربعین از مبدأ و توسعه به تمام فاصلهی خانه تا عتبه، شریانهای تمدنی اربعین در تمام پهنای ایران گسترده خواهند شد و حتا به بیرون از آن به ترکیه و آذربایجان و پاکستان و خراسان ادامه خواهند یافت.
این واروندرخت پیادهروی طی دو ماه محرم و صفر زیرساخت شبکهی تبلیغ پیادهیی در مسیر رسیدن به عتبات است که میتوان آن را تبلیغ شریانی اربعین خواند؛ تبلیغ پیاده در جادهها و موکبها از خانه تا عتبه.
نزدیکترین الگوی تبلیغ به این الگوی شیعی، الگوی جماعت تبلیغ سنیها است، با این تفاوت اساسی که در جماعت تبلیغ مبلغ پی مردم میرود و در پیادهروی اربعین مردم پی مبلغ میروند.
این شاید دلیل آن است که مبلغان پیادهی جماعت تبلیغ در مسجد میخوابند و از مردم چیزی نمیپذیرند و اما مبلغان پیادهی اربعین در خانههای مردم میخوابند و از سفرهی آنها میخورند و گاه حتا پس از جدا شدن از میزبان مبلغ بودنشان را کسی نمیداند و نیازی به دعوت کسی برای خروج در سالهای بعد ندارند.
تجربهی زیستهی نویسنده از پیادهروی اربعین از قم تا کاظمیه و کربلاء و از خرمشهر و فاو تا نجف و کربلاء این را میگوید که اقتضای راه و همراهی چه در مسیر و چه مبیت پذیرش بالای زائرها و میزبانها از مبلغهای پیاده است.
فائدهی دیگر تبلیغ بیاده در شریانهای تمدنی اربعین در پهنای ایران و عراق درک عیان و عمیق از پیوستار مخاطبان امر تبلیغ است. این ادراک به ما کمک میکند که در باقی سال و دیگر اسلوبهای تبلیغ از جملهی محیط رایان مخاطب خود تا قلب قریههای دورافتاده را به دقت و درستی بشناسیم.
از طرف دیگر شاید توان اکنونی ما حضور دائم در تمام شهرها و روستاهای ایران نباشد یا همهی منبریهای شاخص نتوانند در آنها حاضر شوند، اما پیادهروی در مسیر اربعین امکان حضور مختصر و مفید در آنها را فراهم میکند و این به تدریج به احیای معنوی این مسیر منتها میشود.
در نهایت حضور زندهی مبلغان مؤثر از کانونهای حوزوی در مسیر طولانی تا عتبات، زیرساخت کارآیی را برای بسط دیگر گونههای کار جهادی در باقی روزهای سال را فراهم میکند...
هدایت شده از محمد مهدی فاطمی صدر
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
تبلیغ شریانی؛ تبلیغ در موسم اربعین با الگوی پیاده از خانه...
ما اگر پی شرعیسازی دوچرخسواری زنها باشیم حرام علنی سوار کردن زن نامحرم ترک رانندههای سامانههای رایان دوچرخ در منصههای تپسی و اسنپ و دیگران را میبندیم؛ تا برسیم به این که آیا زین دوچرخ ملحق به حکم زین اسب میشود یا نه...
دوچرخسوار شدن زنها را اگر نپذیریم، سوار شدن زن نامحرم ترک مرد نامحرم در سامانههای عیان و رایان کرایهی دوچرخ بر ما آوار خواهد شد؛ که حرام قطعی است. یک راه حل، به نظر، سوار شدن زنها بر دوچرخهای شخصیشان با زین یکبر و سوار کردن مسافران مونث ترک آنها است...
مناط حرمت دوچرخ سوار شدن زنها، زیننشینی است، و عقب و جلو هم ندارد. این یعنی کنش زنهای سنی سوری که یکبر بر زینهای دوبر دوچرخ مینشینند بسی شرعیتر از زنهای شیعهی ایرانی است که ترک زین دوبر نشستن را خالی از اشکال میدانند...
ایدهام آن است که راهور میتواند به زنها گواهینامهی دوچرخ زنانه بدهد تا برای تردد در شهر نخواهند ترک دوچرخ کرایهی نامحرم بنشینند؛ با این شرط که با نشستن روی دوچرخ با زین ناشرعی اسبی دوبر یا کمترین کشف حجاب گذرنامهشان سوراخ شود...
یزدیها به زرتشتیها گور می گویند؛ شاید همآن بازی واجی میان ب و و است که از لهجههای پارسی تا عبری در کار است، و گبر را گور کرده است. بعدتر به این رسیدم که گبرهای ایران با پارسیان هند همآن نسبتی را دارند که شیعیان لبنان با ایران؛ و گبرها اعیان یزد بودند، متاثر از محیط هند...
زیارتگاه سید شرفالدین در تفت شباهتی به امامزادههایی که ما میشناسیم ندارد؛ هر چند مانند بیبی چکچک زیارتگاه مشترک شیعه و گبرهای یزد است. بار اول کودک بودم که در سفر به یزد به آن جا رفتیم و ضریح را نمییافتم و حجاب زنهای گبر در آن هرههای بلند و رنگارنگ برایم تازه بود...