یزدیها به زرتشتیها گور می گویند؛ شاید همآن بازی واجی میان ب و و است که از لهجههای پارسی تا عبری در کار است، و گبر را گور کرده است. بعدتر به این رسیدم که گبرهای ایران با پارسیان هند همآن نسبتی را دارند که شیعیان لبنان با ایران؛ و گبرها اعیان یزد بودند، متاثر از محیط هند...
زیارتگاه سید شرفالدین در تفت شباهتی به امامزادههایی که ما میشناسیم ندارد؛ هر چند مانند بیبی چکچک زیارتگاه مشترک شیعه و گبرهای یزد است. بار اول کودک بودم که در سفر به یزد به آن جا رفتیم و ضریح را نمییافتم و حجاب زنهای گبر در آن هرههای بلند و رنگارنگ برایم تازه بود...
سکولارهای درنده هم تکفیری بدخیم استند، تنها زیر بار عنوان آن نمیروند؛ سکولارهای درنده هنگامی که بخواهند خون کسی را هدر کنند او را تروریست خطاب میکنند. سکولارهای درنده، کفار تکفیری استند...
همهی آنها که از حد وسط ترور، تروریسم، تروریست در استدلالهای خود استفاده میکنند، تکفیری استند؛ تکفیر مدرن...
فرمود: و إن طائفتان من المؤمنین اقتتلوا. فرمود: و قد فتح باب الحرب بینکم و بین اهل القبلة. سکولارهای ناسره، لنگهی داعش، تکفیری بدخیمند که مسلمین را بیمبنای شرعی از اسلام اخراج میکنند. سکولارهای نهانروش، خلاف داعش، تکفیریهایی خجالتیند که پشت عنوان مدرن تروریسم مخفی میشوند...
هماین که امیرالمؤمنین در سحر نوزدهم رمضان ابنملجم را برای نماز صبح بیدار میکند، دلیلی است که حضرت، خوارج را مسلمان میدانسته است؛ درست شبیه پیامبر اعظم که اسلام اسمی ابوسفیان را پذیرفت. و حتا خود ما که اسلام کفرآلود سکولارهای پروتستان ایرانی را کمابیش پذیرفتهییم...
فرمود: در حوزهی قدیم استاد که تقریر شاگرد را میخواند و میپسندید پای آن مهر صح مینهاد. این یعنی به نظر میرسد صحه نهادن خطا است و صح نهادن، به فتح صاد، صحیح است...
دوچرخه خلاف دوچرخ، زین دارد و زین اسبی دوبر دارد و تا دلتان بخواهد مفسده دارد؛ این یعنی کراهت/حرمت دوچرخهسواری خیابانی زنها بر جا است و جایی نمیرود...