هماین که امیرالمؤمنین در سحر نوزدهم رمضان ابنملجم را برای نماز صبح بیدار میکند، دلیلی است که حضرت، خوارج را مسلمان میدانسته است؛ درست شبیه پیامبر اعظم که اسلام اسمی ابوسفیان را پذیرفت. و حتا خود ما که اسلام کفرآلود سکولارهای پروتستان ایرانی را کمابیش پذیرفتهییم...
فرمود: در حوزهی قدیم استاد که تقریر شاگرد را میخواند و میپسندید پای آن مهر صح مینهاد. این یعنی به نظر میرسد صحه نهادن خطا است و صح نهادن، به فتح صاد، صحیح است...
دوچرخه خلاف دوچرخ، زین دارد و زین اسبی دوبر دارد و تا دلتان بخواهد مفسده دارد؛ این یعنی کراهت/حرمت دوچرخهسواری خیابانی زنها بر جا است و جایی نمیرود...
دوچرخ سوار شدن زنهای شیعه در لبنان معمول نیست؛ هر چند تک و توک دوچرخسوار محجبه را در جایی چون ضاحیه میبینی. آن چه نامعمول است، دوچرخسواری طلبه است. مردم از پایهبلند سال، سوار شدن شیخ متعجب نمیشوند که از دوچرخ سوار شدنش متعجب میشوند. ایرانیها اما کار خودشان را میکنند...
شیعه در ذات خود سلفی است، هر چند سلف صالح او نه مطلق صحابه و تابعین که معصومین است. یعنی: سلفیگری تهدیدی برای تشیع نیست و بازگشت او به خانه است. آن چه اکنون تهدید نزدیک برای شیعه است، خلفیگری است. نوخلفیها در فهم عرفی از فقیه نشستهاند و به تفقه شرعی با وصی و نبی نمیروند...
زینسواری کراهت/حرمت دارد نه صندلینشینی. این یعنی کراهت/حرمت دوچرخهسواری بر جا است و خودروسواری حلیت دارد؛ و این وسط وضعیت حرمت یا حلیت دوچرخسواری به این بر میگردد که زین دوبر داشته باشد یا صندلی یکبر...
شاخص زین دوبر از صندلی یکبر، دامنتاب بودن است. صندلی یکبر دامن پوشیدن را بر میتابد و زین دوبر دامن پوشیدن را بر نمیتابد...
شیعه در طول تاریخ خویش هیچ گاه خلفی نشده است که بخواهد به سلفی بودن برگردد؛ تا خودش را سلفی و نوسلفی بخواند. تشکیل حکومت شیعی اما فشار بر تثبیت توقیفی یکچند مذهب فقهی را بر ما نهاده است و هر چه میگذرد بیشتر با خلفیگری شیعی طرف بودهییم، و حتا نسخهی عرفیش: نوخلفیهای ناسره...
تکفیری ناسره، آن مسلمان که نباید را از ایمان اخراج میکند. تکفیری ناسرهی بدخیم، آن مسلمان که نباید را از اسلام اخراج میکند. تکفیری ناسرهی بدخیم آخته، بر آنها که اخراج کرده شمشیر میکشد. تکفیری ناسرهی بدخیم گردننگیر، میگوید من تکفیری نیستم، او تروریست است و مسلمان نیست...
محل کراهت/حرمت در دوچرخسواری زنها، به نظر زینسواری است. این، یعنی اگر دوچرخ جای زین اسبی دوبر، صندلی یکبر داشته باشد، مشکل مرتفع میشود. با این توصیف دوچرخهایی از سنخ پاکشتی یا اسکوتر که زینشان یکبر است از موضوع آن کراهت/حرکت بیرون است؛ مگر آن که اشکال دیگری در کار باشد...