مذاکره با کفار همآن مبارزه با کفار است، مشروط بر آن که موالات با کفار نباشد...
در محیطهای آکادمیک همه به طور پیشفرض به هم میگویند: دکتر. هر بار که کسی دکتر خطابم میکند، تذکر میدهم: من دکتر نیستم، شیخم؛ این حرفها هم حرفهای حوزه است و نه حرفهای دانشگاه. و اگر حوصلهاش باشد آن خاطرهی مرحوم دکتر محمد مددپور را هم تعریف میکنم...
فقه با نقد شروع میشود؛ کسی که میگوید: انتقاد نکنید در تفقه و اجتهاد و احتجاج را میبندد...
سلطنت قسی اگر با ولایت فقیه کنار آمد، وکالت سفیه هم با ولایت فقیه کنار خواهد آمد...
انتقاد از کارگزاران نظام را زمانی متوقف میکنیم که تفقه را تعلیق کرده باشیم...
تجربهی سال ۸۸ و ۹۶ و ۹۸ و ۰۱ و ۰۴ به مکتبیها آموخت تا خیابان را تسخیر نکنند شنیده نخواهند شد و کارگزاران جانمازآبکش نظام آنها را در خانه، خرج سکولارهای در خیابان خواهند کرد. این دلیل سادهی رستاخیز در خیابان و مردم در میدان است که در شبهای جنگ وجودی شیعه، به مردمسالاری مستقیم رو آوردهاند...
مکتبیهای شیعه در ایران، یک بار مغول/منگلها را مسلمان کردهاند؛ ملتزم کردن دوبارهی برهنهگردهای گبرتبار که رقمی نیست...