جنگ رمضان آستانهی بازگشت به ایدهی بیعت عقبه پس از سالها گرفتاری در ایدهی پیمان وستفالیا است...
کمرنگ ماندن اقصای امت از لبنان تا بحرین در پایانبندی جنگ تحمیلی سوم، یک رکنش ملی روایت شدن این جنگ بوده است. هنگامی که همه چیز را حول ایران تعریف کردهییم طبیعی است جایی برای بحرین تا لبنان نماند...
وفاق بیمرز شدن اصولگرایی با اصلاحطلبی بود؛ یککاسه شدن اصولگرایی و اصلاحطلبی زیر عنوان ابطالطلبی در دشمنی با شریعتمداری...
اصولگرایی همآن قدر غربگرا است که اصلاحطلبی؛ این جهت وحدت آنها در دشمنی با شریعتمدارها است...
سکولارهای نهانروش با پوشش عرفی مشکل ندارند و با حجاب شرعی مشکل دارند؛ هماینها که در میدانهای شهر امر به معروف و نهی از منکر را تعطیل کردهاند اما بی وقفه در حال امر و به نهی به دستنوشتههای مردم مبعوثند...
هنگامی که میشود بیان صریح ولی فقیه در حرام سیاسی خواندن کشف حجاب را پیچاند از چه نتوان بیان صریح ایشان در بی فائده بودن مذاکره با امریکای مستکبر را پیچاند؟ یا چه...
امر به معروف را که غلاف کنی، برای نهی از معروف هم دست به شمشیر خواهی شد. این درسی است که از اباحهگری نسبت به حجاب شرعی در میدانهای شهر و گردنکلفتی پسآی آن برابر دستنوشتههای مردم در آن جا میتوان گرفت...
به صراحت روایت من سمع رجلاً ینادي: یا للمسلمین، کسی که سقوط قشم در ایران به دست امریکا مسألهاش است اما سقوط نبطیه در لبنان به دست اسرائیل مسألهاش نیست، مسلمان نیست...
نه غزه، نه لبنان، شعار نامسلمانها است؛ و هماین است شعار سوریه را رها کن...