فیروزهیی رنگ اشتباهی است؛ درستش این بود که رنگ پویش انتخابات جنبش فواحش و شورش هرزهها و خیزش لختیها همآن لجنی باشد؛ رنگ دگوریهای لجنی...
هزار سال پیش برهنه شدنتان کف میدان جنگ را دیدهییم و قرآن سر نیزه کردنتان. برای پویش انتخابات جنبش فواحش و شورش هرزهها و خیزش لختیها کف جنگ احزاب حجاب پی کنش تازه باشید...
رأی حرام هماین رأیی است که با لگد زدن به شریعت محمدی و حجاب شرعی از مذهبیهای صورتی و دگوریهای لجنی، ابطالطلبهای سکولار جمع میکنند...
ما مأمور به تکلیفیم، مأمور به نتیجه نیستیم. ما مأمور به اجتهادیم، مأمور به اجماع نیستیم...
وحدت منهای دعوت نکبت است؛ وحدت، به خودی خود و وحدت برای وحدت حائز هیچ فضیلتی نیست...
سبد رأیریزی تودههای مذهبی صورتی از طرفی با سبد رأیریزی مکتبیهای سرخ همپوشان است و از طرفی با سبد رأیریزی دگوریهای سکولار. این بدیهی است که سبد رأیریزی مکتبیها و سکولارها همپوشان نباشد...
سالها است که ابطالطلبهای ایرانی با دعوت به بدعت رأی جمع میکنند و در این دعوت هیچ خط قرمزی ندارند؛ در تمام این سالها اما اسلامطلبهای سنتی این پندار را دارند که وحدت در خطچینهای خاکستری برای آنها رأی میآورد که نمیآورد...
شرعیسازی اجتهاد میخواهد؛ عرفیسازی اما با اجماع و اباحه پیش میرود...
این طور به نظر میرسد که شورای نگهبان شرط اعتقاد و التزام به اسلام را فردی و شخصی احراز میکند و نه اجتماعی و حکومتی. این اگر نباشد در هر دوره نباید یکچند سکولار اسمی از اردوگاه ابطالطلبهای شهرآشوب را تأیید صلاحیت کند که بر سر مسلمات شریعت دوقطبی بسازند و رأی جمع کنند...
عملگرایی هماین طور که میبینیم به عرفیسازی و صورتیسازی و جاهلیسازی جمهوری اسلامی ختم میشود؛ وا نهادن اجتهاد شرعی با اصالت دادن به اجماع عرفی، اصالت دادن به نتیجهی عرفی و وا نهادن تکلیف شرعی...