پیاده از خانه به عتبه را اگر از خانهی جمعیمان، ایران، برویم نقطهی شروع، نقاط چاووش ملی است: مسجد جامع خرمشهر به مرز شلمچه، کانال کمیل به مرز چذابه، حرم علی صالح به مرز مهران، ارتفاع بازیدراز به مرز خسروی، و عقبتر ساحل قمیجه و حرم علی مهزیار و حرم سبز قبا و تنگهی مرصاد...
پیادهروی اربعین با عبور از تنگهی مرصاد و رسیدن به مرز خسروی و از آن جا تا نجف و کربلاء رفتن تمام کردن راه ناتمام سید اسرای ایران، سید علیاکبر ابوترابی، است که سالها این مسیر را تا پشت مرز بسته شده به دست بعثیها میآمد و در آن نقطهی چاووش از دور زیارت میکرد...
روی این بحث میکردیم که پیادهروی اربعین را از صفر مرز خسروی باید شروع کرد یا ارتفاع بازیدراز یا تنگهی مرصاد؟ یک دفعه گفت: حاج طالبی از ما سندارتر است، اما امسال گفته است: من از در خانهام [در کرمانشان] پیاده به کربلاء میروم. حاج محمد طالبی سالها است در جبههی غرب خطشکن است...
تابستان ۱۳۹۴ خورشیدی، در مدرسهی وتر، ما ایدهی عبرینویسی روی موشکهای سپاه پاسداران انقلاب را برای زدن نخستوزیر وقت کیان موقت اسرائیل طراحی کردیم؛ این که تا نزدیک یک دهه بعد هنوز رئیس جمهور وقت ایران را میسوزاند اما غریب است...
شکستهنویسی، با دسترسی دادن به وندها و بنها، پارسیآموزی ناایرانیها را بسی سهل میکند. جهت دیگرش آن است که این دبیره نشانهی جمعی آن طلبههای امی است که پارسی را زبان انقلاب میدانند؛ لغة الثورة...
جهانی کردن اربعین معناش آوردن موکبهای کشورهای مختلف به جادهی پیادهی نجف تا کربلاء است؟ و یا بردن جادهی پیادهروی نجف و کربلاء تا کشورهای مختلف است؟ یا چه..
هزار سال است اهل سلوک سنخهای مختلفی از چله گرفتن را آزمودهاند؛ نسخهی شیعی اما شاید چله گرفتن در پیاده رفتن به عتبهی سیدالشهداء است؛ چلهی بیاده، از عصر عاشورای حرم رضوی تا صبح اربعین حرم حسینی...
جادههای اربعین گام به گام تا در خانهی زائرهای پیاده در حال حرکت در عمق امت است؛ این دلیل سادهی آن است که پس از عراقیها و ایرانیها، اکنون پاکها در شرق و ترکها در غرب فعالترین ملیتهای مناسک اربعین شدهاند...
پهنهی چالش این روزهای عموم فعالان ایرانی و ایرانیمشرب اربعین موکبداری و سیاستگزاری و نظریهپردازی، و نه خود پیادهروی است...