آماج راهپیمایی بازگشت، احیای سنت ابراهیمی زیارت بیادهی بیتالمقدس و مسجدالاقصی است...
آرمان قدس این سالها در موکبهای مقاومت در مسیر کویر نجف تا کربلاء بروز کرده است. گام بعد بروز آن در پیادهروی به طرف فلسطین است: از عتبهی حسینی تا میدان الزهراء تا حرم حر تا جادهی الانبار تا طربیل تا رود اردن و تا دروازهی شرقی بیتالمقدس و مسجدالاقصی؛ تا هر جا که میشود...
سیاست کلان ما در توسعهی مناسک بیاده و اربعین باید بردن و آوردن جادههای پیادهروی تا کرانهی باختری رود اردن باشد...
شریانهای جهانی بیاده به عتبات عراق و شام و حجاز انضمام جغرافیایی محور مقاومت است...
قدس با موکبداری مقاومت در عراق آزاد نمیشود اگر با پیادهروی مقاومت تا شام نرویم...
عالمانی که پیادهروی به عتبات کربلاء را احیا کردند، مسیرشان را از نجف شروع میکردند، چه خانهشان در نجف بود. امتداد حرکت تاریخی آنها برای ما شاید این باشد که ما هم پیادهرویمان به عتبات عراق را از خانهمان در ایران شروع کنیم؛ پیاده از خانه...
راهبرد سرزمینی ما در صورتبندی مجدد نسبت ملت و امت در رهیافت اربعینی پیاده از خانه چه است؟ کسر الحدود...
در کویر نجف تا کربلاء که خبری نیست و خودمانیم. پیاده از خانه اما اگر به اربعین عتبه برویم دیگر روستا به روستا و شهر به شهر و کشور به کشور باید با مسائل مسیر و آدمهای آن درگیر شد و نمیتوان پروازی رد شد و شریانها را ندید گرفت...
آماج دعوت در موکبداری در جادهی نجف تا کربلاء زائرانی است که از کشورها و شهرها و روستاها خود را به آن جا رساندهاند. پیادهروی در مسیر خانه تا عتبه اما کسانی را آماج دعوت مینهد که گاه حتا باور به زیارت ندارند، چه رسد به این که پایشان به جادههای عتبات عراق رسیده باشد...
نقطهی چاووش، آستانهیی در لبهی بیرونی شهر و روستا و ابتدای جادهی عتبات است که زائر پیادهی قاصر تا آن جا با زائر پیادهی کامل همگام است و در آن نقطه او را بدرقه میکند و به خانه بر میگردد؛ و زائر کامل از آن جا پیاده به عتبه میرود...
زبان حال زائر پیادهی قاصر در نقطهی چاووش در ابتدای جادهی عتبات تعذر است و هماین را میخواند: تشنهی آب فراتم، ای اجل مهلت بده؛ زبان حال زائر پیادهی کامل در نقطهی چاووش در لبهی بیرونی شهر و روستا تحدی است و هماین را میخواند: هر که دارد هوس کرببلاء، بسمالله...