بینهی جنگ نهائی باعث آن بوده است که ما از جنگهای میانی با کیان موقت اسرائیل طفره برویم. ارتش اسرائیل اما در چنبرهی همچه بینهیی نیست و از هر فرصت ریز و درشتی برای جنگیدن با ما و تلفات گرفتن از ما استفاده میکند...
جبههی مقاومت بر یک هویت شکل گرفته است و جانمایهی آن دعوت است. محور مقاومت یک جادهی قدرت بود که با بسنده به وحدت تمام میشد...
سهراهی البیاضة آخر تک دورانی اسرائیل برای رسیدن به مدیترانه و محاصرهی ناقورة از شمال بود، هر چند هیچ گاه به آن ساحل نرسید. سیطرة ارتش لبنان اجازهی رفتن ما ایرانیها تا ناقورة را نداد. . باکی نبود. ساعتی در نقطهیی ایستاده بودیم که در روزهایی نزدیک نهایت انقطاع در عالم بود...
مصالحهی شیعهی امامیه اگر طی سالها پای ثابت سیاستهای تازه به نهضت رسیدهها نبود، مانند کیان موقت اسرائیل که به حمایت از دروزیها پی لشکر کشیدن تا دمشق است، لشکر ما نیز به هماین راحتی مناطق شیعهنشین شام را در دهان امارت اموی سوریه رها نمیکرد...
جهت لگد زدن آخوندهای پروانهیی به حوزههای شرعیهی شیعه هماین است که تا نهاد فقاهت سر پا است منبرهای موزیکال آنها مبنای ایمان مردم نمیشود. این، دلیل سادهی آن است که دستاربندهای پروتستان پی در پی پستان مادرشان را گاز میگیرند...
راه دور نرویم؛ فتف برنامهی مالی جهانی برای فروختن شیعهی امامیه در لبنان بود که در جمهوری اسلامی ایران با سر دست گرفتن آن رأی جمع کردند و دولت تشکیل دادند...
مذهبی خاکستری مستضعف است و در عمل به شرع میلنگد و با او شفقت باید داشت. مذهبی صورتی مستکبر است و در علم به شرع میشنگد و با او شدت باید داشت. مذهبی خاکستری از اسلام دستخالی است و قاصر است، خلاف مذهبی صورتی که در دستکاری اسلام مقصر است...
نسبت ساز و سوز عکس است؛ مادح و راوی و واعظی که بر بیان خود ساز مینهند و در محیط عیان و رایان میپراکند پیشاپیش به ناسوز بودن بیان خود اذعان میکند...
آخوند پروانهیی اهل دعوت نیست. در پوست شدت اگر بخواهد برود با شماتت متشرعین با مشهورات میرود...
منبر در دانشگاه، هر چند دانشگاه الاهیات، تفاوت ماهوی با مصلا در سردآب میخانه ندارد...