کفایت فقهی رفتار مکتبی را که نداشته باشی طبیعی است که در آن چه محور مقاومت خواندهیی سکولار رفتار خواهی کرد و اسمش را هم میگزاری رفتار انسانی و رفتار فرامذهبی و رفتار ناطائفهیی...
طائفهگرایی سر و ته هماین است که به تکلیفت نسبت به طائفه بیاعتنائی و هر جا پا بدهد طائفهات را با این طائفه و آن طائفه مصالحه میکند. اسمش را هم میگزاری که ما طائفهگرا نیستیم...
نتیجهی لوس کردن سکولارها و لاس زدن با آنها را در سقوط دمشق دیدهییم. این روزها اما کارگزارانی درون ایران بی آن که از عاقبت سوریه درس گرفته باشند همآن رویه را ممشای خود نهادهاند...
سکولارهای ایرانی میگویند: اسلامتان را به پستو ببرید و اقامهی نرم تا سخت آن را غلاف کنید؛ و الحادشان را کف کوچه و کافه و آکادمی اقامه میکنند...
دولت الغارات یک نمونهی نزدیک است که چه گونه جمهوری میتواند ضد انقلاب بشود...
جایی میانهی راه صیدا به صور، در صرفند، خانهیی است که به صحابی حواری پیامبر اعظم، ابوذر غفاری منسوب است. ابوذر هر چند از حجاز به شام تبعید شد اما شیعه را در این جا بنیان نهاد. شاید برای هماین است که تشیع در لبنان در طول تاریخ با مقاومت آمیخته بوده است...
جنبش فواحش در ایران اسلامی با بیرون ریختن دو لاخ مو شروع شد و به لطف سفاهت کارگزاران صورتی نظام به کشف عورت رسیده است؛ پویش پتیارهها...
خط استحسان در قوهی قضائیه اگر طی سالها اجتهادزدایی از این قوه، دادگاه انقلاب را در دادگاه جمهوری فرو ننشانده بود اکنون اقدام ضد انقلاب در پوست جمهوری را میتوانست تعزیر کند...
از غائلهی ژینا تا اکنون به قدر تمام دهههای برقراری جمهوری اسلامی در ایران کشف فاحش حجاب رشد کرده است؛ با این همه آخوندهای پروانهیی و پامنبریهای صورتی آنها و مریدهاشان از کارگزاران سکولار نظام بر آنند که اقامهی نرم تا سخت حجاب شرعی باعث بسط بیحجابی است؛ احمقهای درجهی یک...
در جایی مانند سوریه و لبنان بیحجابی رائجتر از ایران است؛ حتا در منطقههای مسلماننشین. بیحجابی در اکنون ایران اما خلاف این کشورها بیشتر از سنخ روسپیپوشی است...