عملگرایی هماین طور که میبینیم به عرفیسازی و صورتیسازی و جاهلیسازی جمهوری اسلامی ختم میشود؛ وا نهادن اجتهاد شرعی با اصالت دادن به اجماع عرفی، اصالت دادن به نتیجهی عرفی و وا نهادن تکلیف شرعی...
حسن حمایت نخبههای خط انقلاب از نامزدهای مختلف هماین است که مخطئه بودن شیعه را از نو تمرین میکنیم؛ این که هر کس به حجت شرعی معتبر خودش باید عمل کند و در حال اختلاف با دیگران بتواند با آنها در کمال ادب، احتجاج فقهی کند...
خط استحسان در سپاه پاسداران محصول هماین سردارهای عملزدهیی بود که جنگیدن از روی نقشه را نقص میدانستند. تاریخ ستاد سپاه تا صف بسیج و قدس را اگر خوانده باشیم میدانیم که عملگرایی همواره سر از عرفیسازی در آورده است...
چهل سال پس از تأسیس سپاه پاسداران این نهاد هنوز نظریه ندارد؛ و هماین است وضع نیروی بسیج تا نیروی قدس، تا برسیم به حرکت حزبالله در لبنان و حشدالشعبی در عراق. دلیل سادهاش هم شیدایی به کار صفی و جدی نشدن کاری فراستادی است...
پراگماتیسم پاسداری خود را اسب اصیل عربی میداند که میتازد و آدمهای نظری را متهم به پهن دود کردن میکند...
آن که سردار سازندهگی خوانده میشود در همآن حال پدر خط استحسان در جمهوری اسلامی ایران هم بوده است...
نهاد حاجحسینی با ارتکاز برآمده از اخلاص کار میکند، اما جهادش با اجتهاد همبود نیست؛ هماین است که تهی از تبیین و نظریه است...
خروجی بسنده به عملگرایی در نیروهای معتقد به نظام به راحتی به دولت سوم سازندهگی ختم خواهد شد...