هدایت شده از شبهای با شهدا
✏️ #مکتب_حاج_قاسم
در جوانی به آرزویم رسیدم . من هم یکی از کسانی بودم که توفیق زیارت خانه خدا نصیبم شده بود. بعثه رهبری بودیم. توی آسانسور حاجی را دیدم. بعد از سلام و احوالپرسی از حس و حالم پرسید.
گفتم خیلی خوشحالم که لباس احرام پوشیدم و می خوام برم طواف.
با نگاه مهربانش گفت ؛ نه چه حالی داری ؟
دوباره گفتم خدا رو شکر مُحرِم شدن کنار خونه خدا حس خیلی خوبیه.
انگار که قانع نشده باشه، دوباره از حالم پرسید. جوابم همانی بود که گفته بودم .
پرده اشک جلوی چشمانش رو گرفت و گفت؛ من که این لباس ( احرام) رو پوشیدم احساس می کنم الان توی شلمچه هستم. شب عملیات کربلای ۵، بچه ها هم دورم هستند.
روزی نبود ، جایی نبود ، لحظه ای نبود که یاد یاران شهیدش برایش کمرنگ شود. تا بود برای وصال اشک می ریخت و تمنای شهادت داشت.
🌹هدیه به روح سردار دلها ؛ #شهید_حاج_قاسم_سلیمانی صلوات
📚 برگرفته از کتاب #سلیمانی_عزیز
https://eitaa.com/shabhayebashohada