eitaa logo
اشعار و دلنوشته های (فاطیما)
714 دنبال‌کننده
3.7هزار عکس
1.4هزار ویدیو
52 فایل
ارتباط با ادمین👇 @Fatima8641
مشاهده در ایتا
دانلود
امشب هوا ابری شد و باران نیامد عید غدیر امسال هم مهمان نیامد من عید را کنج اتاقم گریه کردم ای کاش چاهی داشتم هم عمقِ دردم پیغامِ تبریک آمد و پاسخ ندادم تبریکِ «بخِّ بخِّ» آمد باز یادم پیغام‌های سردِ ارسالِ عمومی تبریک‌های کهنة رسم و رسومی امشب عزادارِ غریبیِ غدیرم از هیچ کس عیدی نمی‌خواهم بگیرم عیدی برای لای قرآنی که بسته است؟ عیدی به دستانی که عهدش را شکسته است؟ ساداتم، از دستم ولی عیدی نخواهید از هیچ کس غیر از علی عیدی نخواهید از بوسه بر پیشانی‌ام می‌ترسم آری از آبروی فانی‌ام می‌ترسم آری می‌ترسم آخر از مدالِ امتیازم ـ از شالِ سبزم ـ شالِ مأمونی بسازم از عشق‌های بی‌تولی ترس دارم از لعن‌های بی تبرّی شرمسارم عید غدیر امسال هم مهمان نیامد شاید بیاید عاقبت این جمعه، شاید... شاید بیاید در زند خانه به خانه دنبالِ مردانِ غدیریِ زمانه بر عهد دیرینِ خدا برهان بخواهد تنها چهل هم‌رزمِ هم‌پیمان بخواهد شاید سراغی از غدیرِ خم بگیرد شاید بخواهد عیدی از مردم بگیرد! راهی شود با پای خود تا خانه هامان آن هم نه یک شب! تا چهل شب با عزیزان اما برای او اگر مهمان نیاید؟! غیر از حذیفه، بوذر و سلمان نیاید؟! اما اگر... اما اگر... اما اگر... آه اما اگرهایی که باریده است در چاه تنهاتر از نهج البلاغه می‌نشینم در فکر غم‌های امیرالمؤمنینم @golchine_sher
زمان: حجم: 537.9K
زبان حال (ع) یادش بخیر همنفس من بهار بود امید بود، زندگیم برقرار بود پهلو نمی‌گرفت اگر کشتی‌ام، هنوز طوفان مشکلات برایم غبار بود در می‌‌زدم که فاطمه در وا کند، فقط این صبر بی‌بدیل‌ترین انتظار بود بانوی خون‌جگر شده‌ام در تمام عمر از من تمام خواسته‌اش یک انار بود خاکستری شدست جهان بی‌حضور او زهرا دلیل روشنیِ روزگار بود در بین کوچه آینه‌ام را زمین زدند کی چشم‌های فاطمه اینگونه تار بود حالا برای فاطمه تابوت می‌شود چوبی که گاهواره محسن قرار بود... دکلمه👇 https://eitaa.com/fatimadastjerdi 🥀😭🥀😭