وقتی که با گناه، گذشته دقایقم
گویم چگونه در غم هجر تو صادقم
آخر چگونه مدعی عشق تو شوم
رویی نماندهاست بگویم که عاشقم
دنیا چقدر فاصله انداخت بین ما
گم شد همیشه یاد تو بین علائقم
یک دم بیا و نوکر خود امر و نهی کن
من با تمام ِآن چه بخواهی موافقم
من حاضرم که جان بدهم در هوای تو
باشد که بگذری ز خطاهای سابقم
ای کشتی نجات، مرا با خودت ببر
بیراهه رفته در همهی عمر؛ قایقم
غافل شدم ز تو گل نرگس مرا ببخش
عمری فریب خوردهی ناز شقایقم
آقا بدم درست ولی مهلتم بده
بنما برای نوکری خویش لایقم
در #فاطمیه، وارث قرآن به یاد تو
در روضههای غربت قرآن ناطقم
کردم دعا برای ظهور تو با غضب
یاد هجوم و کینهی قوم منافقم
✍#علی_مهدوی_نسب
(عبدالمحسن)
💚🌹💚🌹💚