9.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#کلیپ| #فاطمه_رایگانی
💠جنبشهای خیابانی، زنانه نیستند..!!
فاطمه رایگانی
📌صرفا بخاطر اینکه اکثر جمعیت حاضر در اعتراضات خیابانی زنان هستند، این را اثبات نمیکند که این جنبشها زنانه هستند چرا که هیچ رهبر و ایدهی روشنی ندارند.
➕نسخه کامل ویدیو
🌱فکرت| گفتوگویی برای ساخت فردا
🔅@fekratmedia🔅
#پادکست| #نقدنوشت
🔊رفتارشناسی ایرانیان؛ از واقعیت تا توهم
👤محمدقائم خانی
🌱فکرت| گفتوگویی برای ساخت فردا
🔅@fekratmedia🔅
1404.08.15 نقد نوشت.قائم خانی.mp3
زمان:
حجم:
37.3M
رفتارشناسی ایرانیان؛ از واقعیت تا توهم
محمدقائم خانی
آغاز ادبیات جدید ایران 2:57
فارسی شکر است 7:16
مقدمه خلقیات 16:50
نسبت روانشناسی با اخلاق 25:10
اخلاق و روایتمندی 30:12
سلبریتی توسعه 34:27
کارآمدی حکایت از اخلاق 46:45
مهمترین اصل اقتصادی 50:50
دوگانههای غیرعقلانی 1:08:00
ارجاع به خویشتن 1:15:40
شخصیت پهلوان درویش 1:30:40
🌱فکرت| گفتوگویی برای ساخت فردا
🔅@fekratmedia🔅
💢غربال اقبال و غربزدگی ما
✍️رضا کشکولی
🔸️در زادروز محمد اقبال لاهوری (۹ نوامبر ۱۸۷۷) - فیلسوف و شاعرِ شرق - اندیشهی او همچون محک و غربالی بر ذهنیت معاصر ما مینشیند. او نه یک مصلح دینی صرف بود و نه یک سیاستمدار خشک؛ بلکه متفکری بود که با کولهباری از تجربهی زیستهی غرب و عمیقترین مباحث فلسفی اروپا، به شرق بازگشت و در بازگشت، نه غربزده شد، بلکه «خویشتن» را یافت. میراث او یک تناقضنمای زنده برای روشنفکری ماست؛ تضادی که میان اصالتِ اندیشهی بازگشته و انفعال ذهنیتِ تقلیدگر، سربرآورده است.
🔸️اقبال، پس از اخذ مدرک دکترا از مونیخ و تحصیل در کمبریج، و تسلط کامل بر منظومهی فکری غرب از کانت و هگل گرفته تا نیچه و برگسون، به جای سر فرود آوردن در برابر تمدن مهاجم، به خویشتنِ خویش رجوع کرد. او غرب را «دید»، آن را «فهمید»، و سپس از درون تفکر اسلامی به نقد آن پرداخت. جملهای که از او در باب وحدت دین و دولت نقل شده است، نه یک شعار سیاسی، بلکه چکیدهی یک دریافت عمیق فلسفی است که ریشه در تجربهی اصیل او دارد:
🔸️"در اسلام، يك حقيقت واحد وجود دارد. چون از يك ديدگاه به آن نظر شود، دستگاه ديني است و چون از ديدگاه ديگري ديده شود، دستگاه حكومت است. اين درست نيست كه گفته شود دستگاه دين و دولت، دو جانب يا دو روي يك چيزاند. دولت و حكومت، بنابر نظر اسلام، كوششي است براي اينكه به آنچه روحاني است، در يك سازمان بشري جنبهي فعليت داده شود."
🔸️این گزاره، در ذات خود، یک نظریهی هستیشناختی و انسانشناختی است. اقبال، «دولت» یا «حکومت» را نه صرفاً یک ساختار قراردادی و مکانیکی برای حفظ نظم عمومی، که «کوششی» وجودی میداند؛ تلاشی که برای فعلّیت بخشیدن به حقیقت روحانی در ساحت انسانی و اجتماعی صورت میگیرد. به بیان دیگر، دولت اسلامی برای او ابزاری برای تحقق خودی در عرصهی جمعی است. او با این دیدگاه، هرگونه سکولاریسم را که حاصل تقابل تاریخی میان کلیسا و دولت در غرب بود، برای حیات جوهری اسلام مردود میشمارد.
🔸️اگر فلسفه را عشق به دانایی بدانیم، اندیشهی اقبال، عشق به زندگی حکیمانهای است که در آن، شکافی میان ساحت فردی (دین) و ساحت عمومی (دولت) ایجاد نمیشود. او در واقع، پاسخِ شرقی ما به معضل سکولاریسمِ غربی را پیش روی ما گذاشت و با شجاعت فلسفیاش، از خودبیگانگی تفکر در برابر تاریخ غرب جلوگیری کرد. اما وضعیت امروز ما در مواجهه با غرب، غالباً حامل پیامی متضاد و شاید انفعالی است. دانشگاهیان و روشنفکران ما که از همان مراکز آکادمیک غربی باز میگردند، اغلب حاملان صادق و صرف اندیشههای جان لاک، روسو، هابز، مارکس وبر، هابرماس یا میشل فوکو هستند؛ متفکرانی که اندیشهشان محصول گسستِ تاریخی و معرفتی غرب از کلیسا است.
🔸️این متفکران داخلی، به جای غواصی در «خودیِ» خود و برساختنِ پاسخی اصیل و فلسفی به پرسشهای وجودی این جغرافیا، معمولاً به «ترجمهی» صرف یا «تقلید» محتاطانه از مدلهای فکری غربی بسنده میکنند. آنها به جای درک پدیدارشناسانهی غرب و نقد آن از منظر درونی، دچار غربزدگی میشوند؛ نه اینکه از غرب نمیدانند، بلکه چنان در روایت غربی مستحیل شدهاند که دیگر توانایی بازخوانی هستیشناسانهی مفاهیم دینی خود و به ویژه مفهوم «ولایت» یا «حکومت» را از دست دادهاند.
🔸️تفاوت اقبال با این طیف، در نوع مواجههی او با غرب است. اقبال، نیچه را میخواند و از ارادهی معطوف به قدرت او برای تقویت «خودی» الهام میگیرد، نه برای کتمان و انکار آن. او فلسفهی مدرن را میآموزد تا بتواند «علم کلام» جدیدی را پیریزی کند که اسلام را در بستر جهان جدید احیا نماید. اما امروز، بسیاری از ما با بوق و کرنا از مفاهیمی چون «قدرت» و «دانش» نزد فوکو سخن میگوییم، بدون آنکه بتوانیم با عمقسنجی درونی، به همان اندازه در نسبت میان حقیقت و حاکمیت در تاریخ خود تامل کنیم. نتیجه این میشود که ما میراثدار بزرگترین پرسشهای غرب هستیم، اما از پرسشهای بنیادی «خود» غافلیم.
🔸️بازخوانی فلسفی ما نیازمند خروج از این «سنتز» سست و بازگشت به «آنتیتز» شجاعانه است. اقبال لاهوری، با تز دکترایش در باب «توسعهی متافیزیک در ایران» تا اشعار حماسی و فلسفیاش، به ما میآموزد که بازگشت از غرب باید به اصالتِ «خودی» ختم شود، نه به انحلالِ در «دیگری». اکنون، متفکر و فیلسوف این مرز و بوم باید به این پرسش بنیادین پاسخ دهد: آیا ما صرفاً بازگوکنندهی اندیشههایی هستیم که محصول گسستهای تاریخی دیگران است، یا میتوانیم با تعمیق فلسفی، اندیشهای نو و خودی را در ساحت جمعی و حکمرانی به فعلیت برسانیم؟
#اختصاصی
🌱فکرت| گفتوگویی برای ساخت فردا
🔅@fekratmedia🔅
10M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#کلیپ| #تاکشو
💥چرا امروز آب نداریم!
📍گوشهای از سخنان دکتر بهشتی در سومین تاکشوی فکرت
➕لینک تماشای فیلم کامل
🌱فکرت| گفتوگویی برای ساخت فردا
🔅@fekratmedia🔅
#یادداشت_ویژه
🔰 وقتی زبان، میدان نبرد میشود
فلسفهی اقبال و مقاومت زبانی
✍🏻امیرعباس شاهسواری
📍اقبال در زیست خود در غرب، با روح متوحش و ازخودبیگانهی انسان دوران مدرن روبهرو شد و استعمار را نه بهصورت بیرونی، بلکه بهگونهای پدیدارشناسانه لمس کرد.
🌱فکرت| گفتوگویی برای ساخت فردا
🔅@fekratmedia🔅
🔖 ندای جهانی اقبال، «بازسازی اندیشه اسلامی» و بیداری مسلمانان بود. او را میتوان «پدر نظری پاکستان» دانست؛ زیرا رؤیای دیرینهی داشتن کشوری مستقل برای مسلمانان هند را در سر میپروراند. با این حال، عمرش کفاف نداد تا محمدعلی جناح را در کرسی رهبری پاکستان ببیند یا انقلاب اسلامی امام خمینی را در ایران مشاهده کند.
🔖اما پرسش بنیادین این است که چرا چنین متفکری باید شعر بگوید؟ آیا شعر برای او صرفاً ابزاری برای بیان اندیشههای فلسفی و اجتماعیاش بود؟ اگر اندکی در زندگی و تأملهای اقبال غوطهور شویم، درمییابیم که ادبیات برای او فراتر از ابزار ارتباطی است؛ ادبیات نزد اقبال، نوعی بودگی و هستیشناسی معنوی دارد.
🔖او حتی در توصیف انسان غربی نیز به زبان ادبی متوسل میشود و تصویری از نیهیلیسم و ماشینزدگی غرب را در عباراتی که یادآور جهان رمان «دنیای قشنگ نو» آلدوس هاکسلی است، پیش چشم ما میگذارد؛ جایی که انسان «درماندهی خودپرستی بیرحم خویش» شده و «اشتهای سیرناپذیرش به زراندوزی، بر تلاشهای متعالیاش خط بطلان کشیده» است.
🔖نزد اقبال، مسئلهی «امر زبانی» نشانهای آشکار از روح خویشتنیافتهی اوست. او بیشتر اندیشههایش را به زبان شعر بیان کرد؛ آنهم به زبان فارسی . شاید شگفتانگیز باشد که بدانیم فارسی نه زبان مادریِ اقبال بود و نه زبانی که بتواند بهصورت گفتاری در آن ارتباط برقرار کند. او فارسی را تنها از راه خواندن آثار ادبی کلاسیک آموخته بود و، در نهایت، بسیاری از اشعار اردو خود را نابود کرد. اقبال، بسیار پیشتر از دکتر شریعتی، فریاد «بازگشت به خویشتن» را سر داد؛ این بازگشت را نه فقط در ساحت اندیشه، که حتی در ساحت زبان و بیان تجربه کرد. در اینجا زبان برای اقبال چیزی است که به ما امکان میدهد دوباره به حقیقت خود برسیم؛ نوعی مقاومت معرفتی در برابر استعمار زبانی.
🔖در سال ۱۸۳۷، هنگامیکه کمپانی هند شرقی (انگلیسیها) زبان اردو را جایگزین فارسی کرد و آن را زبان دربار و ادارات امپراتوریهای اسلامی هند ساخت، روندی تازه از استعمار فرهنگی آغاز شد. پیش از آن، در دورهی گورکانیان، فارسی زبان رسمی و فرهنگی شبهقاره بود. اگر استعمار چنین دگرگونیای را بر زبان مردم تحمیل نمیکرد، امروز فارسی میتوانست دومین زبان پرتکلم جهان باشد.
🔖اقبال با تکیه بر ادبیات فارسی و بازگشت به اصالت زبانی خویش، مبارزهای عمیق با استعمار آغاز کرد. او در مثنوی بلند «پس چه باید کرد ای اقوام شرق» با گشودگی شاعرانه فرم و زبان را در خدمت یک پیام بیدارگر قرار داد: باید از خمودگی بیرون آییم، خودآگاه شویم و بدانیم که تنها کسی که میتواند ما را یاری دهد، خود ما هستیم.
🌱فکرت| گفتوگویی برای ساخت فردا
🔅@fekratmedia🔅
💢سیاست کور میشود وقتی تاریخ گُم شود
✍️علیرضا هاتفی
🔸️همانطور که سقراط حکیم، زندگی ناآزموده را لایق زیستن نمیدانست، سیاست ناآزموده در بستر تاریخ نیز، لایق درک و تحلیل نیست. اما در فضای امروز ما، سیاستورزی و تحلیلگری اجتماعی به طرز نگرانکنندهای دچار نوعی "نسیان تاریخی خودخواسته" شده است. گویی اکثریت نخبگان و سیاستمداران، آگاهانه یا ناآگاهانه، تصمیم گرفتهاند که کشور و ملت ما را همچون «ابژهای بدون پیشینه» در نظر بگیرند که میتوان آن را فارغ از زنجیره علّی و معلولی گذشته، تحلیل یا مدیریت کرد.
🔸️تاریخ، نه یک گالری از تصاویر کهنه، که یک آزمایشگاه بزرگ و پیوسته است. سیاست فارغ از تاریخ، نه بصیرت است و نه تدبیر؛ تنها تکرار مکرر زخمهای گذشته در آستانه زمان است. تأکید ایشان بر اینکه این جزئیات، باید دانسته شوند، بهمنزلۀ تذکری حیاتی است که "بازیگران، در پسِ پردۀ هر رویداد سیاسی، همواره حضور دارند و طرحهای آنها تکرار میشود." تاریخ در اینجا نقش «فلسفه علم سیاست» را ایفا میکند؛ به این معنا که نشان میدهد چه چیزی ممکن است و چه چیزی نیست، و همچنین ریشه و بنیاد ساختارها و بازیگران کنونی را برملا میسازد.
🔸️«جهل به تاریخ» در اینجا چیزی فراتر از صرفاً «نداشتن اطلاعات» نیست؛ این جهل، خود به یک «ابزار سیاسی-نخبگانی» برای سادهسازی واقعیت تبدیل شده است. فراموشی سیستماتیکِ شیوه کار و ذات استعمار و استکبار باعث میشود که تحلیلهای ما از چالشهای امروزین کشور، سطحی، سادهانگارانه و نهایتاً «کور» باشند. پیچیدگی در اینجا یعنی شبکۀ نفوذ، تطمیع، طراحی عملیات روانی و برهم زدن ساختارهای رسمی که هدفمند و گام به گام برای حذف یک دولت ملی پیش رفت. ندانستن این پیچیدگیها، ما را در تشخیص ماهیت نفوذ و سلطۀ جدید، کاملاً عاجز میسازد و نهایتاً از ریشهیابی مسئله باز میدارد.
🔸️وقتی سیاستمدار و تحلیلگر، تاریخ را تنها «تعارف و کلیشه» میبیند و نه «متن و اصل»، توانایی او برای تشخیص زخمهای کهنۀ زیر پوست جامعه از دست میرود. او میکوشد تا یک بحران ریشهدار را با یک راهحل موقتی و سطحی از جنس «فراموشی» درمان کند، غافل از آنکه زخمها در عمق زمان کهنه میشوند اما عفونت آنها در لحظه حال سرباز میکند و هویت ملی را تبدیل به یک تودۀ سرگردان و بیریشه میکند. این گسیختگی، زمینۀ پذیرش تحلیلهای دستوری و نسخههای وارداتی را فراهم میسازد که هیچ تناسبی با زمینههای تاریخی و جغرافیای سیاسی ما ندارند.
🔸️این وظیفه ماست که با ارادهای آگاهانه، به سوی بازخوانی دقیق، عمیق و متنمحور تاریخ بازگردیم تا سیاست ما از این «کوری تاریخی» رهایی یابد. این، یک وظیفۀ صرفاً علمی نیست، بلکه یک ضرورت وجودی و سیاسی است. اینکه یک استاد و رهبر اندیشه، باید به مثابه یک «معلم تاریخ پایه» عمل کند، نشانه بحرانی عمیق در ساختار فکری نخبگان ماست.
#اختصاصی
🌱فکرت| گفتوگویی برای ساخت فردا
🔅@fekratmedia🔅
🔴 امروز دوشنبه ۱۹ آبان ۱۴۰۴ برابر با ۱۹ جمادیالاول ۱۴۴۷ هجری قمری و ۱۰ نوامبر ۲۰۲۵ میلادی است و شما با "فکرت" همراه هستید.
🌱فکرت| گفتوگویی برای ساخت فردا
🔅@fekratmedia🔅
#یادداشت_ویژه
🔰 به اول اسم سریال «آ» اضافه کنید
دربارۀ سریال غیر ایرانی «شغال»
✍🏻عاطفه جعفری
📍از نخستین صحنه تا پایان قسمتهای منتشرشده، جهان سریال چنان در تاریکی فرورفته که مخاطب عملاً مجالی برای تنفس یا امید نمییابد. خیانت، فریب، دروغ، فساد، تجاوز و خشونت به شکلی مداوم در روایت تکرار میشوند و هیچ شخصیت یا موقعیتی وجود ندارد که بتواند روزنهای از رستگاری یا اصلاح را نشان دهد.
🌱فکرت| گفتوگویی برای ساخت فردا
🔅@fekratmedia🔅
🔖سریال «شغال» که این روزها در حال پخش است؛ اثری در ژانر معمایی–جنایی که در لایههایش رگههایی از درام خانوادگی هم دیده میشود. محوریت موضوع تجاوز در قسمتهای ابتدایی سریال، باعث شد بسیاری از مخاطبان آن را با سریال ترکی «فاطما گل» مقایسه کنند، اما واقعیت این است که «شغال» حتی در تقلید از آن فضا هم موفق نبوده است. سریال نه بهدرستی از ساختار روایی آثار مشابه بهره میبرد و نه توانسته هویت مستقل خود را شکل دهد.
🔖سریال میخواهد تضاد میان طبقات مختلف جامعه، فاصله میان ثروتمندان و فرودستان و نابرابریهای ساختاری را به تصویر بکشد؛ اما درنهایت این مفاهیم نه از مسیر شخصیتپردازی دقیق و نه از طریق روایت باورپذیر منتقل میشوند. نتیجه این است که هرچند دیالوگها و موقعیتها پر از اشاره به بیعدالتیاند؛ اما مخاطب احساس نمیکند واقعاً با مسئلهای اجتماعی روبهروست.
🔖یکی از مهمترین ویژگیهای «شغال» که همزمان میتواند نقطهضعف اصلی آن هم باشد، سیاهی فراگیر و بیوقفه در تمام اجزای داستان است. بیننده پس از چند قسمت دیگر با کنجکاوی یا دلسوزی قصه را دنبال نمیکند، بلکه تنها نظارهگر سقوط مداوم شخصیتها میشود. نبود لحظاتی برای تلطیف یا امید، باعث میشود سریال از عمق احساسی فاصله بگیرد و بیشتر به تصویری از ناامیدی جمعی شبیه شود تا بازنمایی جامعه.
🔖«شغال» حتی در میان آثار مشابه شبکه نمایش خانگی هم جایگاه عجیبی دارد؛ نه آنقدر متفاوت است که بشود آن را تجربهای تازه دانست و نه آنقدر شبیه دیگر سریالهای جنایی که در یک چهارچوب مشخص بگنجد. درواقع، آنقدر در کلیشهها و روایتهای تکراری غرق شده که ازهرجهت شبیه هیچکدام نیست؛ چون نه قواعد ژانر را درست رعایت میکند و نه میتواند از آنها عبور کند.
🔖بهظاهر، سریال میخواهد هم مخاطب عام را جذب کند و هم بینندگان علاقهمند به ژانر جنایی را راضی نگه دارد؛ اما در عمل بهطور کامل در هیچکدام موفق نمیشود. برای تماشاگران علاقهمند به درام خانوادگی، فضای بیش از حد تاریک و تلخ اثر ممکن است آزاردهنده باشد و برای دوستداران آثار معمایی، داستان فاقد آن عمق و پیچیدگی لازم است که بتواند ذهنشان را درگیر کند. درنتیجه، محصولی بهدستآمده که برای همه است و درعینحال برای هیچکس بهطور ویژه ساخته نشده. نه آنقدر سرگرمکننده است که عامهپسند باشد، نه آنقدر عمیق که به مذاق مخاطب جدی خوش بیاید.
🔖درنهایت، میتوان گفت «شغال» نتوانسته ایده و جهان ذهنیای را که کارگردان در آغاز در نظر داشته، به تصویر بکشد. بهوضوح مشخص است که پشت این پروژه نیتی جدی برای ساخت یک درام اجتماعی پرکشش و چندلایه وجود داشته؛ اثری که هم نقد اجتماعی داشته باشد، هم تعلیق و جذابیت بصری. اما آنچه در عمل از دل روایت بیرونآمده، مجموعهای از موقعیتهای پراکنده و بینتیجه است که نه به عمق شخصیتها میرسد و نه مضمون عدالت و اخلاق را بهدرستی منتقل میکند.
🌱فکرت| گفتوگویی برای ساخت فردا
🔅@fekratmedia🔅
7.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#کلیپ| #محمدقائم_خانی
💠جمالزاده و تاوان ایراندوستی
محمدقائم خانی
📌جریان روشنفکری از جمالزاده نمیگوید چون دوست دارد تا صادق هدایت که با سنتهای ایرانی مخالف است را به عنوان مبدا ادبیات مدرن ایران معرفی کند.
➕نسخه کامل ویدیو
🌱فکرت| گفتوگویی برای ساخت فردا
🔅@fekratmedia🔅