🔴 امروز دوشنبه ۱۹ آبان ۱۴۰۴ برابر با ۱۹ جمادیالاول ۱۴۴۷ هجری قمری و ۱۰ نوامبر ۲۰۲۵ میلادی است و شما با "فکرت" همراه هستید.
🌱فکرت| گفتوگویی برای ساخت فردا
🔅@fekratmedia🔅
#یادداشت_ویژه
🔰 به اول اسم سریال «آ» اضافه کنید
دربارۀ سریال غیر ایرانی «شغال»
✍🏻عاطفه جعفری
📍از نخستین صحنه تا پایان قسمتهای منتشرشده، جهان سریال چنان در تاریکی فرورفته که مخاطب عملاً مجالی برای تنفس یا امید نمییابد. خیانت، فریب، دروغ، فساد، تجاوز و خشونت به شکلی مداوم در روایت تکرار میشوند و هیچ شخصیت یا موقعیتی وجود ندارد که بتواند روزنهای از رستگاری یا اصلاح را نشان دهد.
🌱فکرت| گفتوگویی برای ساخت فردا
🔅@fekratmedia🔅
🔖سریال «شغال» که این روزها در حال پخش است؛ اثری در ژانر معمایی–جنایی که در لایههایش رگههایی از درام خانوادگی هم دیده میشود. محوریت موضوع تجاوز در قسمتهای ابتدایی سریال، باعث شد بسیاری از مخاطبان آن را با سریال ترکی «فاطما گل» مقایسه کنند، اما واقعیت این است که «شغال» حتی در تقلید از آن فضا هم موفق نبوده است. سریال نه بهدرستی از ساختار روایی آثار مشابه بهره میبرد و نه توانسته هویت مستقل خود را شکل دهد.
🔖سریال میخواهد تضاد میان طبقات مختلف جامعه، فاصله میان ثروتمندان و فرودستان و نابرابریهای ساختاری را به تصویر بکشد؛ اما درنهایت این مفاهیم نه از مسیر شخصیتپردازی دقیق و نه از طریق روایت باورپذیر منتقل میشوند. نتیجه این است که هرچند دیالوگها و موقعیتها پر از اشاره به بیعدالتیاند؛ اما مخاطب احساس نمیکند واقعاً با مسئلهای اجتماعی روبهروست.
🔖یکی از مهمترین ویژگیهای «شغال» که همزمان میتواند نقطهضعف اصلی آن هم باشد، سیاهی فراگیر و بیوقفه در تمام اجزای داستان است. بیننده پس از چند قسمت دیگر با کنجکاوی یا دلسوزی قصه را دنبال نمیکند، بلکه تنها نظارهگر سقوط مداوم شخصیتها میشود. نبود لحظاتی برای تلطیف یا امید، باعث میشود سریال از عمق احساسی فاصله بگیرد و بیشتر به تصویری از ناامیدی جمعی شبیه شود تا بازنمایی جامعه.
🔖«شغال» حتی در میان آثار مشابه شبکه نمایش خانگی هم جایگاه عجیبی دارد؛ نه آنقدر متفاوت است که بشود آن را تجربهای تازه دانست و نه آنقدر شبیه دیگر سریالهای جنایی که در یک چهارچوب مشخص بگنجد. درواقع، آنقدر در کلیشهها و روایتهای تکراری غرق شده که ازهرجهت شبیه هیچکدام نیست؛ چون نه قواعد ژانر را درست رعایت میکند و نه میتواند از آنها عبور کند.
🔖بهظاهر، سریال میخواهد هم مخاطب عام را جذب کند و هم بینندگان علاقهمند به ژانر جنایی را راضی نگه دارد؛ اما در عمل بهطور کامل در هیچکدام موفق نمیشود. برای تماشاگران علاقهمند به درام خانوادگی، فضای بیش از حد تاریک و تلخ اثر ممکن است آزاردهنده باشد و برای دوستداران آثار معمایی، داستان فاقد آن عمق و پیچیدگی لازم است که بتواند ذهنشان را درگیر کند. درنتیجه، محصولی بهدستآمده که برای همه است و درعینحال برای هیچکس بهطور ویژه ساخته نشده. نه آنقدر سرگرمکننده است که عامهپسند باشد، نه آنقدر عمیق که به مذاق مخاطب جدی خوش بیاید.
🔖درنهایت، میتوان گفت «شغال» نتوانسته ایده و جهان ذهنیای را که کارگردان در آغاز در نظر داشته، به تصویر بکشد. بهوضوح مشخص است که پشت این پروژه نیتی جدی برای ساخت یک درام اجتماعی پرکشش و چندلایه وجود داشته؛ اثری که هم نقد اجتماعی داشته باشد، هم تعلیق و جذابیت بصری. اما آنچه در عمل از دل روایت بیرونآمده، مجموعهای از موقعیتهای پراکنده و بینتیجه است که نه به عمق شخصیتها میرسد و نه مضمون عدالت و اخلاق را بهدرستی منتقل میکند.
🌱فکرت| گفتوگویی برای ساخت فردا
🔅@fekratmedia🔅
7.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#کلیپ| #محمدقائم_خانی
💠جمالزاده و تاوان ایراندوستی
محمدقائم خانی
📌جریان روشنفکری از جمالزاده نمیگوید چون دوست دارد تا صادق هدایت که با سنتهای ایرانی مخالف است را به عنوان مبدا ادبیات مدرن ایران معرفی کند.
➕نسخه کامل ویدیو
🌱فکرت| گفتوگویی برای ساخت فردا
🔅@fekratmedia🔅
هدایت شده از دیدهبان اندیشه
#اختصاصی
#بازنشر
💠 در سودای فقه تجدد؛ ویژهنامه رحلت دکتر داوود فیرحی
📚 شماره هفدهم و هجدهم دیدهبان اندیشه
❇️ مهمترین موارد طرحشده در این شماره:
📌 سنجش فقه با معیارهای اجتماعی و سیاسی غربی؛
📌 جایگزینی مقبولیت به جای مشروعیت در مدل سیاسی اسلامی؛
📌 پذیرش عقلانیت ابزاری و تفسیر فقه بر اساس آن؛
📌 مخالفت با اسلامیسازی علوم انسانی(علیرغم موافقت با بومیسازی فرهنگ اسلامی)؛
📌 خدشهدارکردن هویت و تاریخ ایرانی-اسلامی با تقلید از نسخههای ناسیونالیستی عربی(جابری).
📖 فایل نشریه در پست بعدی👇
🆔 @didebane_andisheh
هدایت شده از دیدهبان اندیشه
شماره ۱۷ و ۱۸.pdf
حجم:
8.5M
#اختصاصی
#بازنشر
💠 در سودای فقه تجدد؛ ویژهنامه رحلت دکتر داوود فیرحی
📚 شماره هفدهم و هجدهم دیدهبان اندیشه
⚠️ در این شماره از دیدهبان اندیشه، علاوه بر مرور حیات زیستی - علمی مرحوم داوود فیرحی، به برخی از نقدهای وارده از سوی فلاسفه و فقها به اندیشه ایشان، پرداخته میشود.
📖 دیدهبان اندیشه شماره 17 و 18
🆔 @didebane_andisheh
12.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#تیزر | #تاکشو
💥پشت پردههای چهارمین قسمت از تاکشوی جنجالی فکرت
گفتگو با آقایان داریوش رحمانیان و حامد رضایی
🌱فکرت| گفتوگویی برای ساخت فردا
🔅@fekratmedia🔅
12.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#کلیپ| #عاطفه_صادقی
💠زنان و احساس ناکافیبودن..!
عاطفه صادقی
📌مهمترین مساله زنان در ایران، احساس ناکافیبودن آنان برای جامعه خود است که حاکمیت و دستگاههای تصمیمگیر باید برای آن چارهاندیشی کنند.
➕نسخه کامل ویدیو
🌱فکرت| گفتوگویی برای ساخت فردا
🔅@fekratmedia🔅
💢سقوط بتن، صعود اراده
✍️رحمان چگینی
🔸️سالروز فروریختن دیوار برلین صرفاً بازخوانی یک رویداد سیاسی نیست؛ این لحظه، یکی از عظیمترین پردهبرداریهای تاریخ از فلسفهی بنیادین هستی انسان است. در غروب نهم نوامبر ۱۹۸۹، با فروپاشی آن دیوار سیمانیِ ۳.۶ متری، که دو جهان و دو ایدئولوژی متضاد را برای ۲۸ سال به گروگان گرفته بود، نه فقط یک شهر، بلکه بنیانهای متزلزل قدرتهایی فرو ریخت که تصور میکردند میتوانند جریان سیال زندگی و میل فطری انسان به آزادی و یگانگی را با بتن و سرباز منجمد سازند.
🔸️دیوار برلین، بیش از آنکه یک مانع جغرافیایی باشد، نماد عینی و ملموس جبر تحمیلی بود؛ نمادی از نظامی که میخواست انسان را از آزادی انتخاب و حق حرکت باز دارد و هستی او را در چهارچوبهای تنگ نظریهی قدرت حبس کند. اما آن شب به ما آموخت که هر دیواری، هرچقدر هم ضخیم، تنها به اندازهی ضعف ارادهای که در برابرش میایستد، قدرت دارد. آنچه فرو ریخت، نه سنگ، بلکه ایدهی دیرپایی ظلم بود.
🔸️دیواری که بین برلین شرقی و غربی کشیده شد، میخواست ماهیت انسانها را تعریف کند. ماهیتی که معتقد بود تو اهل شرق هستی و دیگری اهل غرب، و این تعریف، باید بر تمامی امکانهای آیندهی تو غالب شود. اما بزرگترین آموزهی هستی این است که ماهیت، همواره در پی عمل، و در دل آزادی، زاده میشود. مردمی که به سوی دیوار هجوم بردند، در واقع با جسم و ارادهی خود، به ایده انجماد تاریخی نه گفتند. هنگامی که یک ملت تصمیم میگیرد ستم را نپذیرد، نیرویی در عالم به حرکت درمیآید که حتی بزرگترین ارتشها نیز توان ایستادگی در برابر آن را ندارند.
🔸️در عصر ما، دیوارها تغییر شکل دادهاند. سازههای بتنی جای خود را به شبکههای پیچیدهی تحریم، فشارهای اقتصادی و تروریسم مالی دادهاند که با همان هدف قدیمی - تجزیه و تحمیل جبر - بنا شدهاند. تحریم اقتصادی، دیواری نامرئی است که میخواهد امکان زیست شرافتمندانه و ارتباط طبیعی یک ملت با جهان را سلب کند، بازارها را به دو نیم کند، و ارادهی جمعی یک ملت مستقل را با ایجاد گرسنگی یا فشار معیشتی، به زانو درآورد. این شکل جدید از دیوار، به مراتب موذیانهتر و فراگیرتر است، زیرا میخواهد نهتنها بدنها، بلکه اقتصاد و امید یک ملت را حبس کند.
🔸️در این سیاق است که عظمت و اقتدار ایران اسلامی معنای تاریخی و فلسفی خود را مییابد. ملت بزرگ ایران، برای سالها، در برابر این دیوارهای مدرن، این تحریمهای ظالمانه و این تروریسم اقتصادی سازمانیافته، نه تنها مقاومت کرده، بلکه با استقامت وجودی خود، هر روز بر استحکام این دیوارها ترکهایی عمیقتر انداخته است. این ایستادگی، تنها یک واکنش منفعلانه نیست؛ این یک عمل فلسفی - تمدنی است.
🔸️اقتدار ایران اسلامی در این صحنه، در دو چیز متجلی میشود؛ اول، در رد قاطعانه پذیرش جبر و تحمیل بیرونی، و دوم، در تکیه بر ظرفیت درونی و کرامت ملی. ملتی که تحریمهای فلجکننده را به رغم تمامی دشواریها، نهتنها تاب میآورد، بلکه از آن به عنوان فرصتی برای شکوفایی پنهان و اقتصاد مقاومتی استفاده میکند، عملاً درسی عمیقتر از فروریختن دیوار برلین به جهان میدهد. همانگونه که مردم برلین، توهم جدایی ایدئولوژیک را شکستند، ملت ایران نیز، با صبر استراتژیک و اقتدار حماسی خود، توهم قدرتهای تحریمکننده را در هم میشکند که گمان میکنند میتوانند یک تمدن باستانی و یک ملت با ارادهی مستقل را به زانو درآورند.
🔸️این استقامت، در حقیقت، همان فلسفهی امید است که از دل نومیدی سر بر میآید؛ این باور عمیق به این اصل است که دیوارهای ظلم، از هر جنسی که باشند، فاقد پشتوانهی هستیشناسانه هستند و در نهایت در برابر نیروی پایدار و غیرقابل تخریب «ارادهی ملی» تسلیم خواهند شد. اقتدار یک ملت در روزگار ما، نه در ساختن دیوار، بلکه در اقتدار شکستن دیوارها و ساختن پلی استوار به سوی آیندهای است که با دستان خود، و بر اساس ارادهی مستقل خود، ترسیم میکند. این همان درس ماندگاری است که دیوارهای برلین به تمامی ملتهای تحت ستم جهان آموخت. دیوارها میآیند، اما سرنوشت آنها جز فروپاشی نیست، زیرا انسان برای ماندن و عبور زاده شده است.
#اختصاصی
🌱فکرت| گفتوگویی برای ساخت فردا
🔅@fekratmedia🔅
🔴 امروز سهشنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۴ برابر با ۲۰ جمادیالاول ۱۴۴۷ هجری قمری و ۱۱ نوامبر ۲۰۲۵ میلادی است و شما با "فکرت" همراه هستید.
🌱فکرت| گفتوگویی برای ساخت فردا
🔅@fekratmedia🔅
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#کلیپ| #محمدقائم_خانی
💠از منظر اروپاییها، ما بیماریم..!!
محمدقائم خانی
📌اکثر ارجاعات جمالزاده در کتاب خلقیات ایرانیان به اظهارنظر اروپاییها درباره عقبماندگی ایرانیان است و این گزاره از آن زاویه مورد بررسی قرار میگیرد.
➕نسخه کامل ویدیو
🌱فکرت| گفتوگویی برای ساخت فردا
🔅@fekratmedia🔅
💢تلخیِ دانستن یا شیرینیِ فریب؟
✍️ فرناز صادقی
🔸 فئودور داستایفسکی، غول بیهمتای روح روسی، در روزگاری زیست که سایهی شک بر ایمان و خرد بر توهم سنگینی میکرد. او نه یک نویسنده، که یک کاوشگر در گودالهای وجودی انسان بود. در سالروز تولدِ این پیامبر رنج، ما یک باره در برابر میراث او قرار میگیریم؛ میراثی که در هر ورق از آن، پُرسشی جانکاه فریاد میشود. و شاید هیچ عبارتی به اندازه این جملهی شاهزاده میشکین در رمان «ابله»، چکیدهی این فلسفهی دردمند نباشد: "به عقیدهی من آدم بهتر است تلخکام باشد ولی بداند، تا اینکه خوشحال باشد و فریبخورده." این جمله، نه فقط یک اظهارنظر اخلاقی ساده، بلکه یک بیانیه وجودی است؛ مرز میان زیستنِ اصیل و یک حیاتِ صرفاً زیستی.
🔸 در فلسفهی اگزیستانسیالیستی که داستایفسکی، آن را سالها پیش از مدون شدنِ رسمیاش، زندگی کرد، "فریبخوردگی" بدترین شکل از مرگ است. خوشحالیِ ناشی از فریب، همان تسلیمِ خودخواسته به یک دروغِ دلپذیر است؛ زیستن در یک ماتریکسِ ساختگی که در آن، حقیقت برای حفظ آسایش شخصی، ذبح میشود. این همان "ناصالحی" (Bad Faith) سارتر است که در آن، انسان از بار سنگین آزادی و مسئولیت میگریزد و خود را به نقشی از پیش تعیینشده یا توهمی شیرین محدود میسازد. او در برابر حقیقتِ هستیاش - رنجها، پوچیها، آزادی ترسناک انتخاب و در نهایت، مرگ حتمی - زانو میزند و یک نقاب خندان از نادانی بر چهره میزند. او در کمال رفاه، یک موجود غیرواقعی است.
🔸 در مقابل، "تلخکامیِ دانایی" قرار دارد. چرا تلخکامی؟ چون دانستن، همیشه دردناک است. دانایی، گشایش چشمها بر مصائبِ جهان است؛ بر نابرابریهای هولناک، بیعدالتیهای سیستماتیک، تناقضاتِ لاینحلِ اخلاقی، و مهمتر از همه، بر حقیقتِ شکنندهی وجودِ خودمان. دانستنِ حقیقت، هرگز یک تجربه آسودهبخش نبوده است؛ از سقراط که جام شوکران نوشید تا مسیح که صلیب بر دوش کشید، حقیقت، همواره مستلزم یک رنجِ مقدس بوده است. داستایفسکی معتقد بود که «رنج، یگانه علت آگاهی است.» و از این رو، تلخکامی، مُهرِ اصالت بر پیشانی دانایی است. این تلخکامی، نشانهی آن است که فرد، شهامت رویارویی با پلشتیها و تاریکیها، چه در جامعه و چه در اعماق روح خویش، را داشته است.
🔸 تأکیدِ داستایفسکی بر این تقابل، در واقع، دفاع از "فردیتِ رنجبرنده" در برابر "تودهی مسرور" است. جهان مدرن (و اکنون، جهان پسامدرن) به سمتی میرود که انسانها را تشویق به مصرفِ بیوقفه، سطحینگری و فرار از هر نوع اندیشهی عمیقی میکند که ممکن است آرامششان را برهم زند. سیستمها و حتی الگوریتمهای رسانهای، همه در تلاشاند تا ما را در حبابِ یک "خوشحالیِ فریبخورده" نگه دارند. آنها یک واقعیتِ "سفارشی" به ما ارائه میدهند که در آن، ناراحتی، نشانهی شکست و ناآگاهی، شاهراه موفقیت تعریف میشود. در این میان، کسی که شهامت میکند از حباب بیرون بیاید و با چشمهای باز به رنج نگاه کند، ناگزیر تنها و تلخکام میشود، اما تنها اوست که «وجود» دارد.
🔸 این تلخکامی، خودِ آزادی است. وقتی انسان حقیقتِ تلخ را میپذیرد، دیگر اسیر وعدههای دروغین یا ترسهای موهوم نیست. او میداند که رنج، یک جزء جداییناپذیر از هستی است، نه یک اتفاقی که باید از آن فرار کرد. این آگاهی، قدرتی به او میدهد که هیچ خوشحالیِ مصنوعیای نمیتواند به ارمغان بیاورد. این داناییِ تلخ، همان مسیری است که به رستگاری انسانی ختم میشود؛ رستگاریای که در اندیشهی داستایفسکی، همیشه از دل تاریکترین نقاط روح و آگاهی، بیرون میآید. ما امروز، به داستایفسکی نیاز داریم تا به یاد بیاوریم که هدف از زندگی، "خوشحالی" نیست، بلکه "معنا" و "حقیقت" است، حتی اگر بهای آن، تلخکامی باشد. زیرا در پایان، فقط آن کس که میداند، واقعاً زندگی کرده است، و فقط اوست که میتواند فراتر از بازیچههای جهان، معنایی برای هستیِ خود بیابد.
#اختصاصی
🌱فکرت| گفتوگویی برای ساخت فردا
🔅@fekratmedia🔅