"خاطره شماره چهار"
خواهر شهیده ام سلام؛
از اینکه با شما همکلام شدم خیلی خوشحال
میدونی که من خواهر ندارم و خیلی از این
بابت ناراحت و دل نگران بودم
اما از زمانی که کسی نمیدانست بر سر مزارم
حاضر میشدی و با من درد دل میکردی و حتی
شهادت را از من کمترین طلب مینمودی
فهمیدم و پی بردم که خداوند ز حکمت ببندد
دری ز رحمت گشاید در دیگری..
آری از آن روز به بعد تو را خواهرم خطاب کردم
تا اینکه خداوند وجود نازنینت را در قالب
شهیده ی فرشته ای بمن عطا نمود
راستی چقدر افکار ما شبیه به هم است
تو در راه علم و آموزش شهید حاج قاسم شدی
من هم در راه کسب علم و معرفت و برای حفاظت از آرمان های شما.
روز قشنگت بخیر خواهر شهیدم..
از طرف #برادرت_آرمان
#مسابقه_سین_زنی
#شهیده_فائزه_رحیمی