مث همیشه اوففففففف
🎀
انیتا: قربونتت
غزل: مرسی عزیزم ❤️✨
حدیث:
نیکا:
هانیه:
https://eitaa.com/ferferyefandom/2271 که هانیه ادمین شد و شما هم امروز زیاد پارت دادین
🎀
انیتا: اها 😂🤍
غزل: 🤣🙏
حدیث:
نیکا:
هانیه:
آرام بهتر بود😭
🎀
انیتا: حرفی ندارم خواهر😔
غزل: نچچچچچ
حدیث: نه
نیکا:
هانیه:
اوا😒
🎀
انیتا: خداروشکر هممون با اوا خصومت شخصی داریم🤣
غزل: دلتم بخواد🤣
حدیث:
نیکا:
هانیه:
امروز هم پارتتون رو گرفتین هم ناشناساتون و جواب دادیم
فقط دلم میخواد یکی بگه پارت 😐
یه نگا به امار بندازین بعد بگین پارت میخوایم خو خجالت بکشین😐💔🗿
#part58
حامی : خدایا من چه غلطی کردم الان چی بگم به مامانش
مامان زهرا وقتی اومد دید نه اوا هست و نه حامی و داشت دنبالش میگشت که حامی رو در اتاق عمل پیدا کرد
مامان زهرا : پسرم ، دخترم کجاست
حامی : ا ا اتاق عمله ( با گریه )
مامان زهرا : چرا اخه برای چی
یهو مامان زهرا بیهوش شد و افتاد بغل حامی
حامی : دکتر ( با داد و گریه )
دکترا اومدن و بردن که بهش سرم بزنن ، وقتی به هوش اومد کسی جز پرستار پیشش نبود
مامان زهرا : دخترم کجاست
پرستار : خانم ناراحت نباشید الان اتاق عمله چیز مهمی نیست ( دروغ داشت میگفت )
مامان زهرا : کی میتونم ببینمش
پرستار : وقتی سرمتون تموم شد میتونید ببینینش
مامان زهرا : باشه مرسی
پرستار : خواهش میکنم انجام وظیفه بود
مامان زهرا سرمش تموم شد و رفت پیش حامی نشست و حامی داشت گریه میکرد که مامان زهرا بغلش کرد
حامی : مامان چرا من از زندگی شانس ندارم
مامان زهرا : عه خب نگو دیگه ، اوا خوب میشه من مطمعا هستم
یهو دکتر اومد
حامی : حالش چطوره
دکتر : خوبه ولی باید بخش مراقبت ویژه باشه
مامان زهرا : میتونیم ببینیمش
دکتر : نه باید بخیش خوب بشه بعد ببینینش
حامی : لطفا ببینیمش
دکتر : پس مراقب دستش باشین چون دوباره پاره بشه احتمالش زیاده برای مرگ
مامان زهرا : خدایا چرا دخترم خوب نمیشه الان داداشش داره میاد
( داداش آوا تو فرودگاه هست )
حامی : مامان اول شما میبینید یا من
مامان زهرا : تو برو ببین من به پسرم یه زنگ بزنم
حامی : مرسی
حامی رفت اوا رو ببینه ولی اوا بیهوشه
حامی : دخترم موهاش تو چشمش هست داره اذیت میشه
حامی موهاشو اروم کنار داد و پیشونی اوا رو بوسید
حامی : عشقم من قربونت برم ببخشید خیلی اذیتت کردم
اوا : خدانکنه ( خیلی اروم )
حامی : تو بخواب من همینجا پیشتم
اوا : مرسی
بعد اوا خوابید
ادامه دارد ....
نویسنده : hanieh