eitaa logo
خاطرـہ اے בر خواب🎀🖇
177 دنبال‌کننده
292 عکس
96 ویدیو
10 فایل
🎧 شروعمون: ¹⁴⁰⁴/⁸/²⁴ 🎙️ وقتی حامیم می‌خونه، دلامون آروم می‌شن 🖤 Lyrics that feel like home 🔥 یه گوشه‌ی دنج برای دل‌های بی‌پناه 📍 Stay real, stay warm ᴡᴇʟᴄᴏᴍᴇ ᴛᴏ ʏᴏᴜʀ ᴄʜᴀɴɴᴇʟ ᴀɴᴅ ᴍɪɴᴇ. "عضو جمعیت نویسندگان📖" 📝𝟬𝟵𝟲 we: @haamimoonn @Adccfff
مشاهده در ایتا
دانلود
مث همیشه اوففففففف 🎀 انیتا: قربونتت غزل: مرسی عزیزم ❤️✨ حدیث: نیکا: هانیه:
https://eitaa.com/ferferyefandom/2271 که هانیه ادمین شد و شما هم امروز زیاد پارت دادین 🎀 انیتا: اها 😂🤍 غزل: 🤣🙏 حدیث: نیکا: هانیه:
آرام بهتر بود😭 🎀 انیتا: حرفی ندارم خواهر😔 غزل: نچچچچچ حدیث: نه نیکا: هانیه:
اوا😒 🎀 انیتا: خداروشکر هممون با اوا خصومت شخصی داریم🤣 غزل: دلتم بخواد🤣 حدیث: نیکا: هانیه:
بی نظیر 🎀 انیتا: فداتشم💙 غزل: قربونت برم🫂 حدیث: نیکا: هانیه:
یزید🥲 🎀 انیتا: نظر لطفته سی سی😌😂 غزل: خواهش میکنم🤣 حدیث: نیکا: هانیه:
نکشینش 🎀 انیتا: ببینیم چی میشه😂😁 غزل: نه نمیکشیمش😁 حدیث: نیکا: هانیه:
امروز هم پارتتون رو گرفتین هم ناشناساتون و جواب دادیم فقط دلم میخواد یکی بگه پارت 😐 یه نگا به امار بندازین بعد بگین پارت میخوایم خو خجالت بکشین😐💔🗿
حامی : خدایا من چه غلطی کردم الان چی بگم به مامانش مامان زهرا وقتی اومد دید نه اوا هست و نه حامی و داشت دنبالش میگشت که حامی رو در اتاق عمل پیدا کرد مامان زهرا : پسرم ، دخترم کجاست حامی : ا ا اتاق عمله ( با گریه ) مامان زهرا : چرا اخه برای چی یهو مامان زهرا بیهوش شد و افتاد بغل حامی حامی : دکتر ( با داد و گریه ) دکترا اومدن و بردن که بهش سرم بزنن ، وقتی به هوش اومد کسی جز پرستار پیشش نبود مامان زهرا : دخترم کجاست پرستار : خانم ناراحت نباشید الان اتاق عمله چیز مهمی نیست ( دروغ داشت میگفت ) مامان زهرا : کی میتونم ببینمش پرستار : وقتی سرمتون تموم شد میتونید ببینینش مامان زهرا : باشه مرسی پرستار : خواهش میکنم انجام وظیفه بود مامان زهرا سرمش تموم شد و رفت پیش حامی نشست و حامی داشت گریه میکرد که مامان زهرا بغلش کرد حامی : مامان چرا من از زندگی شانس ندارم مامان زهرا : عه خب نگو دیگه ، اوا خوب میشه من مطمعا هستم یهو دکتر اومد حامی : حالش چطوره دکتر : خوبه ولی باید بخش مراقبت ویژه باشه مامان زهرا : میتونیم ببینیمش دکتر : نه باید بخیش خوب بشه بعد ببینینش حامی : لطفا ببینیمش دکتر : پس مراقب دستش باشین چون دوباره پاره بشه احتمالش زیاده برای مرگ مامان زهرا : خدایا چرا دخترم خوب نمیشه الان داداشش داره میاد ( داداش آوا تو فرودگاه هست ) حامی : مامان اول شما میبینید یا من مامان زهرا : تو برو ببین من به پسرم یه زنگ بزنم حامی : مرسی حامی رفت اوا رو ببینه ولی اوا بیهوشه حامی : دخترم موهاش تو چشمش هست داره اذیت میشه حامی موهاشو اروم کنار داد و پیشونی اوا رو بوسید حامی : عشقم من قربونت برم ببخشید خیلی اذیتت کردم اوا : خدانکنه ( خیلی اروم ) حامی : تو بخواب من همینجا پیشتم اوا : مرسی بعد اوا خوابید ادامه دارد .... نویسنده : hanieh
پارت بعدی رو خودم امروز میدم🦋