eitaa logo
خاطرـہ اے בر خواب🎀🖇
177 دنبال‌کننده
292 عکس
96 ویدیو
10 فایل
🎧 شروعمون: ¹⁴⁰⁴/⁸/²⁴ 🎙️ وقتی حامیم می‌خونه، دلامون آروم می‌شن 🖤 Lyrics that feel like home 🔥 یه گوشه‌ی دنج برای دل‌های بی‌پناه 📍 Stay real, stay warm ᴡᴇʟᴄᴏᴍᴇ ᴛᴏ ʏᴏᴜʀ ᴄʜᴀɴɴᴇʟ ᴀɴᴅ ᴍɪɴᴇ. "عضو جمعیت نویسندگان📖" 📝𝟬𝟵𝟲 we: @haamimoonn @Adccfff
مشاهده در ایتا
دانلود
حامی : خدایا من چه غلطی کردم الان چی بگم به مامانش مامان زهرا وقتی اومد دید نه اوا هست و نه حامی و داشت دنبالش میگشت که حامی رو در اتاق عمل پیدا کرد مامان زهرا : پسرم ، دخترم کجاست حامی : ا ا اتاق عمله ( با گریه ) مامان زهرا : چرا اخه برای چی یهو مامان زهرا بیهوش شد و افتاد بغل حامی حامی : دکتر ( با داد و گریه ) دکترا اومدن و بردن که بهش سرم بزنن ، وقتی به هوش اومد کسی جز پرستار پیشش نبود مامان زهرا : دخترم کجاست پرستار : خانم ناراحت نباشید الان اتاق عمله چیز مهمی نیست ( دروغ داشت میگفت ) مامان زهرا : کی میتونم ببینمش پرستار : وقتی سرمتون تموم شد میتونید ببینینش مامان زهرا : باشه مرسی پرستار : خواهش میکنم انجام وظیفه بود مامان زهرا سرمش تموم شد و رفت پیش حامی نشست و حامی داشت گریه میکرد که مامان زهرا بغلش کرد حامی : مامان چرا من از زندگی شانس ندارم مامان زهرا : عه خب نگو دیگه ، اوا خوب میشه من مطمعا هستم یهو دکتر اومد حامی : حالش چطوره دکتر : خوبه ولی باید بخش مراقبت ویژه باشه مامان زهرا : میتونیم ببینیمش دکتر : نه باید بخیش خوب بشه بعد ببینینش حامی : لطفا ببینیمش دکتر : پس مراقب دستش باشین چون دوباره پاره بشه احتمالش زیاده برای مرگ مامان زهرا : خدایا چرا دخترم خوب نمیشه الان داداشش داره میاد ( داداش آوا تو فرودگاه هست ) حامی : مامان اول شما میبینید یا من مامان زهرا : تو برو ببین من به پسرم یه زنگ بزنم حامی : مرسی حامی رفت اوا رو ببینه ولی اوا بیهوشه حامی : دخترم موهاش تو چشمش هست داره اذیت میشه حامی موهاشو اروم کنار داد و پیشونی اوا رو بوسید حامی : عشقم من قربونت برم ببخشید خیلی اذیتت کردم اوا : خدانکنه ( خیلی اروم ) حامی : تو بخواب من همینجا پیشتم اوا : مرسی بعد اوا خوابید ادامه دارد .... نویسنده : hanieh
پارت بعدی رو خودم امروز میدم🦋
نکشینش 🗿 انیتا: امر دیگه غزل: نمیکشیمس حدیث:نمی دونم نیکا: نمیکشیمش هانیه: نمیدونم
میشه از رمانتون یه ادیت بزنید 🗿 انیتا: بچها ادیت ها و شخصیت ها پین چنل هست برید بالا تر میبینید غزل: جواب آنیتا حدیث: ..... نیکا: همون چیزی که آنیتا خانوم گفت هانیه: همون چیزی که انیتا جون گفت
عالییییی بود 🗿 انیتا: مرسییی غزل: ممنون از آنیتا جون و هانیه جون و حدیث نجون حدیث: ممنوننن نیکا: ممنون هانیه:قربونت شم
میشه پارت بدین اینجا جای خیلی حساسشه 🗿 انیتا: دادیم غزل: دادیم حدیث: دادیم نیکا: دادن😂💔 هانیه: دادیم
بنده خدا آوا مگه چیکارتون کرده 🗿 انیتا: رو مخمه🦦🎀 حدیث:نمی دونم غزل: هیچکار آنیتا خانوم با آوا مشکل داره نیکا: چه بگویم😂 هانیه: نمیدونم چرا
https://eitaa.com/ferferyefandom/2336 واااا با اوا چیکار دارین ، من رو اوا کراش دارم 🗿 انیتا: ادم قحط بود 🦦 غزل: حق🤣 حدیث: وایییی نیکا: 🤦🏻‍♀️ هانیه: 🤷‍♀️
اصل میدی 🗿 انیتا: انیتا هستم 13تهران چیز دیگه ای هست بپرسید! غزل: غزلم 13 از اهواز حدیث: حدیث هستم 12 ساله از اهواز نیکا: نیکام ۱۳ سالمه آبادان هانیه: مرداد میرم تو 14 از مازندران
لطفا نگو که اخرای پارته لطفااا اوا نمیره از همین الان گریه ام در اومد 🗿 انیتا: نه نمیمیره غزل:نمیمیره حدیث: آوا زندس نیکا: مثل اینکه نمیمیره هانیه: نمیمیره