eitaa logo
خاطرـہ اے בر خواب🎀🖇
177 دنبال‌کننده
292 عکس
96 ویدیو
10 فایل
🎧 شروعمون: ¹⁴⁰⁴/⁸/²⁴ 🎙️ وقتی حامیم می‌خونه، دلامون آروم می‌شن 🖤 Lyrics that feel like home 🔥 یه گوشه‌ی دنج برای دل‌های بی‌پناه 📍 Stay real, stay warm ᴡᴇʟᴄᴏᴍᴇ ᴛᴏ ʏᴏᴜʀ ᴄʜᴀɴɴᴇʟ ᴀɴᴅ ᴍɪɴᴇ. "عضو جمعیت نویسندگان📖" 📝𝟬𝟵𝟲 we: @haamimoonn @Adccfff
مشاهده در ایتا
دانلود
رمانتون خداس 🦦 انیتا: 🎀💙 غزل:مرسی عزیزم حدیث: هانیه:
غزل جون قرار بود رمان بدی اگه نمیدی بگو یه نفر دیگه بده ما همش منتظریم 🦦 انیتا: میده میده، بچها بخدا درگیرم نمیتونم بدم بعدا پارت میدم غزل: 😐 حدیث: هانیه:
شما چرا اصلا رمان نمیدین ، همه ی چنل ها حداقا یه روز رو میدن 🦦 انیتا: بقیه شاید علاف و بیکارن ما بیکار نییتیم که همش بیایم پارت بدیم غزل: آنیتا جون درست میگه حدیث: هانیه:
غزل تو گفته بودی رمان میدی اگه نمیدی بگو بقیه حداقا بدن 🦦 انیتا: بچها فعل نتونسته یا شرایطشو نداشته رو نمیفهمید؟ غزل: هووووفففف حدیث: هانیه:
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از 𝑵𝒐𝒗𝒆𝒍.𝑫𝒂𝒏𝒈𝒆𝒓𝒐𝒖𝒔.𝒔𝒆𝒓𝒆𝒏𝒊𝒕𝒚².⋆࣪ ࣭
سلام‌دوباره....🦢 حالتون؟احوالتون؟ حالا‌‌که‌فصل‌یک‌تموم‌شد. نظرتون‌راجب‌فصل‌یک‌چیه؟ چطور‌بود؟👀✨ سوالی‌‌هم‌راجب‌فصل‌دو‌بود‌، درخدمتم...🙂 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_t4cp4kd&btn=𝑵𝒐𝒗𝒆𝒍.𝑫𝒂𝒏𝒈𝒆𝒓𝒐𝒖𝒔.𝒔𝒆𝒓𝒆𝒏𝒊𝒕𝒚 منتظرتونم‌....💁🏻‍♀ کویر؟‌درشأن‌شما‌نیس!🤓
حامی: اوا خوابید منم پاشدم رفتم از بیمارستان زدم بیرون رفتم سمت خونه ی ارام وقتی رسیدم زنگ و زدم ارام: کیه(با صدای گرفته) حامی: منم باز کن در و باز کرد رفتم داخل وقتی رفتم بالا با چشمای قرمز ارام مواجه شدم رو کردم بهش و گفتم حامی: ارام خوبی؟ چیزی شده؟ ارام: نه نه اوا خوبه حامی: ارام من مطمئنم یچیزی شده چشمات شده کاسه ی خون خوبه بد نیست ارام: بیخیال شو اقا صالحی میتونی بری پیش اوا دیگه پیش من نیا اون فاطمه رم دیگه نفرست اینورا هر روز به یه بهونه ای اینجاست حامی: ارام چی میگی من نیمفهمم منظورت از این حرفا چیه یعین چی به اسم صدام نمیکنی چرا نیمام پیشت خب من اصلا فاطمه رو این ورا نفرستادم😳😐 ارام: به اسم صدات نیمکنم چون تو معشوقه ی یکی دیگه ای مال یکی دیگه ای اینا به کنار زن داری خجالت بکش تو هم از این به بعد منو باید خانم ایزدی صدا کنی فاطمه هر روز میاد اینجا دلیلشم نمیدونم حامی: یعنی چی ارام نکن با من دوست دارم خب چجور اینو ثابتش کنم هوم ارام: دوسم نداتشه باش خواهش میکنم من تو این زندگی کوفتی به تو پناه اوردم که تو هم هه بیخیال حامی: ارام نکن خواهش میکنم ارام: بس کن فاطمه دیگه اینورا افتابی نمیشه اوکی حامی: باش باشه میاد چی میگه ارام: نمیدونم یه روز غذا میاره یه روز یه کوفت دیگه میاره حامی: نمیخوری ازشون که ارام: نه چرا حامی: دیگه نمیزاری بیاد اینجا با اوا دست به یکی کردن با تو یکاری کنن من اینو درستش میکنم ارام: یعنی چی چیکار من دارن خب حامی: نمیدونم اما من این وضعو درست میکنم شمام حواست به خودت باشه خوشگل خانم من میرم میبینمت بعدا ارام: باش حامی رفت اما نمیدونم کجا اصن به من چه اوف حامی: از خونه ی ارام رفتم سمت شرکت من یه بلایی اخر سر این فاطمه میارم اوا رو هم ادمش میکنم رسیدم شرکت رفتم طرف اتاق فاطمه ادامه دارد....... نویسنده: 🎀Anita