آوا خیلی خوبه تا آرام
♥️
انیتا: با ارام خصومت شخصی دارین😂
غزل:بله بله
حدیث:
هانیه:
میگم ادمین نمیخواید🙂
♥️
انیتا: غزل باید بگه
ولی نوچج
غزل: اگر مایلی پیویم پیام بده عزیزم چک میکنم حتما
@haamimoonn
حدیث:
هانیه:
نیکا خودش رفت یا گفتید بره😐
♥️
انیتا: خودش رفت😐
یا شابدم نمیدونم من که نگفتم
غزل: خودش رفت
حدیث:
هانیه:
#part69
دلارام: رفتم سمت کمد یه تیشرت لانگ صورتی برداشتم با یه شلوار نیم بگ یخی
لباسامو پوشیدم یه میکاپ مینی مال کردم
عطرمو زدم و رفتم پیش ماهان
×بریممم
من امادم
ماهان: برا کی انقدر خوشگل کردی
دلارام: خودم😁
ماهان: شیطون😒😂
هارتم شیکستتت🤣💔(داداش ابهتت از بین رف🤣)
دلارام: بریم دیگهههه
ماهان: باش بریم
رفتیم سوار ماشین شدیم و رفتیم یه کافه نشستیم
از این سال ها که بدون هم گذروندیم حرف زدیم از قدیما یاد کردیم و خیلی چیزا
حرفای زیادی رد و بدل میشد
ولی بعضی وقت ها هم سکوت بینمون حاکم میشد
ولی سکوت ازار دهنده نبود سکوتی نبود که اذیت کنه
میدونستیم که پیش همیم
میدونستیم سکوت از روی ناراحتی نیست
این سکوت شادی داشت حرفامون قشنگ بودن
دلم برای خنده های دلارام تنگ شده بود
همچی خیلی قشنگ تر از اون چیزی بود که فکرشو میکردم
اما این اتفاقات همیشگی و دائمی نبودن
ولی خب گاهی هم باشن قنشگه🙂🤍
عشق چیز عجیبیه همچی درونش هست
عشق این دختر باعث شد من خیلی چیزا رو یاد بگیرم و قوی تر شم
بین این افکار به این موضوع پی بردم که اگه عشق بین اوا و حامی قوی باشه حتی با وجود فاصله هم دوباره بهم برمیگردن
دوستی، عشق و همه اینها ادمشو میخواد نمیشه با هرکسی اینا رو تجربه کرد امیدوارم اوا هم ادمشو داشته باشه
(نویسنده: عشق واقعا عجیبه درسته. ما رمان مینویسیم ولی از جنس دله و خب ممکنه این چیزا رو تجربه کرده باشیم🙂💙)
ادامه دارد.....
نویسنده: ♥️Anita
توقع دارم نانشاس و پرکنید
امروز دو تا پارت دادم
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_g1qoayd&btn=بگو.بانو
خاطرـہ اے בر خواب🎀🖇
#part69 دلارام: رفتم سمت کمد یه تیشرت لانگ صورتی برداشتم با یه شلوار نیم بگ یخی لباسامو پوشیدم یه م
این پارت و خودم خیلی دوس داشتم
خیلیی قنددد شدددد🤏🏻♥️😭