هدایت شده از 𝐆𝐡𝐚𝐳𝐚𝐥 ریپم
part3
+راستش عموتو دیگه 28 سالته و باید ازدواج کنی.
_ با لحن سرد: چشم عمو درموردش فکر میکنم.
+اممم خب عمو راستش فاطمه خانم
همین خانمی که اینجا نشستن
_حرفشو قطع کردم و گفتم عمو نمیخوای بگی که باید با این خانم ازدواج کنم!
+عمو میدونی این کی هستن؟
_عمو برام مهم نیست کی هستن من یه نفر دیگرو دوست دارم.
-----------------
×فاطمه
×هعیی پس نمیدونی من کیم!
_برام مهم نیست کی هستی گفتم که من یه نفر دیگه رو دوست دارم.
از اون اتاق لعنتی زدم بیرون داشتم اژ شرکت میزدم بیرون که دیدم همون خانمی که اون شب ازم آدرس پرسید از توی ماشین پیاده شد متعجب شدم آخه اینجا چیکار میکنه رفتم سمتش...
---------------------
☆آوا
_سلام خوب هستید؟
☆سلام ممنونم شما؟
_حامی صالحی هستم همونی که اون شب ازش آدرس پرسیدید
☆آها تازه یادم اومد خوب هستین آقای صالحی؟
_ممنونم شما اینجا چیکار میکنید؟
☆محل کارم اینجاست شما اینجا چیکار میکنید؟
_اممم این شرکت مال عمومه
☆بسیار هم عالی من برم داره دیرم میشه خوشحال شدم از از دیدنتون خدانگهدار.
_همچنین، خدانگهدار
ادامه دارد...
نویسنده: غزل
https://abzarek.ir/service-p/msg/3342606
لطفا توی ناشناس رو بترکونید و نظرای قشنگتون هم درباره ی رمان بدین🙏😘
داداش خودمی غزل پرستو ام نژدبتیتیتدیتیتیدییدحیدینی تریــاااککککککککککک
-------------------
غزل: نوکرتم پرستو😂🙏
حدیث:پرستو چطوری
عااااقااااا سلامممممم
--------------------
غزل: سلاااااااااام😂👍
حدیث: سلام 😂
۱۲۴۵۶۷
------------------
غزل: فازت چیه داداش!؟ 🤣
حدیث:غزل نمی دونستم هکر هم داریم
اره عزیزم رمان هم کنی خوب میشه همه جوره کانالت خوبه عشقم
---------------------
غزل: ممنونم دورت بگردم🫂🫀
حدیث: ممنون عشقم ❤️
رمانت عالیه خیلی خفنه 🤌✨
-------------------
غزل: مرسی قربونت برم 🙏❤️
حدیث: قربونت برم 🤍❤️