پرتوی نور؛
دوباره چرا؟😐
نه ما از اول دوتا اخطار داشتیم من خیلی رو محافظ تاکیید نکرده بودم الان دارم تاکیید میکنم🤡
هدایت شده از 𝒜𝘂𝗿ᧉ𝗹𝗹𝗲
اما عزیز من اگر رفتن نجاتت میداد ،
پس آن خنده های از ته دل چه بود ؟
-t
هدایت شده از اُتاقَکِ مَخفی~☕️
پرتوی نور؛
چهارشنبه۱مهر۱۴۰۵🍂🌝 روز اول:: _خوابیدن زیااادد _کتاب خوندن>>> _ذوق ذوق بخاطر کنجی تا ابد ذوق🛐>>>
جمعه۳مهر۱۴۰۵🍂🌝
روز دوم::
_وقتی به این نتیجه میرسی کسایی که تو چنلت ادمین کردی زیادی خوبن😭🛐>>>
_خراب شدن رابطه ی اون دو نفر که شدیدا میخواستم به هم برسن🚮
_خوشحال بودن بی دلیل>>
_دوباره شروع کردم پلیورمو ببافم😭🤏🏻
_عذاب وجدان گرفتن🚮
_گریه کردن🚮
_وقتی همه ی تقصیرارو گردن خودت میندازی و بقیه رو ول میکنی🛐
_یه پسر مزاحم🚮🚮🚮🚮
_یه پسر مزاحم که ول نمیکرد🚮🚮🚮🚮
_دوباره اون پسر مزاحمه🚮🚮🚮
_از اینکه هیچ پسری رو تو زندگیم راه ندادم خیلی خوشحالم💆🏻♀
_انیمیشن آن سوی دیوار باغ تا ابد🛐♾>>
_جمع کردن کوله پشتیم
_اینکه دوباره راجب اون چیزی که ازش ناامید شده بودی امیدوار میشی>
_اینکه فردا قراره دوستامو ببینم😭
_با یه پسره دعوام شد
_حالشو گرفتم🛐
_فهمید دیگه نباید از این غلطا بکنه💆🏻♀
پرتوی نور؛
جمعه۳مهر۱۴۰۵🍂🌝 روز دوم:: _وقتی به این نتیجه میرسی کسایی که تو چنلت ادمین کردی زیادی خوبن😭🛐>>> _خراب
اون پسر مزاحمه کیه برم بزنمش😭