در vip رمان کامل شد😍
1. در کانال vip هیچ تبلیغ و تبادلی گزاشته نمیشه...
2. درvip پارت ها بدون سان،سوره ( در کانال اصلی چون پارت ها سان.سور میشه باعث میشه پارت ها کوتاه تر بشن و بخش های جذابش حذف بشن)
3. بعد از اتمام رمان در کانال اصلی بعد از یه مدت رمان پاک میشه اما کانال vip همیشه برقراره..
مبلغ: 65 تومان
جهت خریداری :
@mah5030
🌷🌷🌷🌷
پارت بعدی (324) در زاپاس بارگذاری شد✅
https://eitaa.com/joinchat/3210872313C73beb43edc
لف بعد از خواندن پارت راضی نیستم🙏
پارت بعدی (325) در زاپاس بارگذاری شد✅
https://eitaa.com/joinchat/3210872313C73beb43edc
لف بعد از خواندن پارت راضی نیستم🙏
هدایت شده از گسترده ۳ ساعته دریا🩷
با خجالت لب زدم:
- مگه تو نگفتی که دکتره؟ پس چرا اینقدر بازو داره؟ گرخیدم به والله!
ریز ریز خندید
+ سورن علاوه بر اینکه دکتره، ورزشکار هم هست! بازوهاشو دیدی؟
از خجالت گفتم:
- اره.. مشخصه که ورزشکاره!
یهو صدای سورن اومد
+ خانومم داری راجب بازوهای من نظر میدی؟
جلوتر اومد و با کاری که کرد...🤭❤️🔥
https://eitaa.com/joinchat/2588804721C667fbf8fd2
هدایت شده از گسترده ۳ ساعته دریا🩷
+ ناراحتم ازت سورن!
چشم ریز کرد و خیره به صورتم غرید:
- منم بلدم که چطور از دلم خانومم در بیارم
و بعدش تا به خودم بیام ..🤭📵♥️
https://eitaa.com/joinchat/2588804721C667fbf8fd2
part326
آیلار دستانش را تکان داد و سری تکان داد ..
—راستش منم همینطور .. دیگه .. دیگه امیدی نداشتم ..
جواد با ته مایه های خنده اش سرش را پایین انداخت و نجوا کرد ..
—بله بله میدونم ..
آیلار چشم غره ای حواله اش کرد ..
—الان حله خانوووم ؟ سوالی نیس بپرسی ازم ؟ چیز دیگه ای نمیخوای برات تعریف کنم؟
آیلار کمی فکر کرد و نخیری نجوا کرد و به سمت خانه حرکت کردند ..
زهرا وقتی آنهارا دید دستی زد
—ای خدا ببین شون.
خنده ی جمع به هوا رفت .. آن دو هم همینطور ..
میرزا تخم جنی نجوا کرد و ادامه داد ..
—آیلار بابا .. تو که بیشتر از اینا ذوق داری .. ایشالله قسمت خودت .
زهرا کنار آیلار ایستاد و آرام طوری که فقط خودشان بشنوند .. لب زد :
—خدا از دهنت بشنوه حاج بابا .
آیار چشم هایش گرد شد و خنده ای کرد ..
صورتش را رو به جمع برگرداند و با ندیدن سعید اخمی کرد ..
—پس اون دوتا کجان؟
----------------------------------------------------------
تخم جن به معنای بچه شیطون است که بیشتر در زبان افراد شیرازی گفته میشود.
https://eitaa.com/foglev
part327
ملوک شانه ای بالا انداخت ..
—ماهم نمیدونیم والا ، چند دقیقه رفتن تو تراس دیگه انگار همونجا غیب شدن ..
زهرا نجوا کرد..
—من که میگم تراس یه بهونست.
میرزا از این همه بلبل زبانی اش استغفراللهی زیر لب نجوا کرد ..
تا چشم بر هم زد زهرا از مقابل چشم هایش دور شد و سمت تراس دوید و صدایش بلند شد ..
—ولی من دست بردار نیستم
وفورا در تراس را باز کرد و با سرو صداهای زیادش وارد تراس شد ..
سعید فورا باشنیدن صداها به حرف امد
—چه خبرته زهراااا.
سر آوردی ؟
زهرا نگاهی به غزل انداخت و تکیه اش را به دیوار داد ..
سعید با خنده نجوا کرد
—تلافی میکنم آبجی خانوم
زهرا با چشم های گرد غرید ..
—چی میگی واسه خودتتت ..
https://eitaa.com/foglev
در vip رمان کامل شد😍
1. در کانال vip هیچ تبلیغ و تبادلی گزاشته نمیشه...
2. درvip پارت ها بدون سان،سوره ( در کانال اصلی چون پارت ها سان.سور میشه باعث میشه پارت ها کوتاه تر بشن و بخش های جذابش حذف بشن)
3. بعد از اتمام رمان در کانال اصلی بعد از یه مدت رمان پاک میشه اما کانال vip همیشه برقراره..
مبلغ: 65 تومان
جهت خریداری :
@mah5030
🌷🌷🌷🌷
هدایت شده از ˒ گستـرده⁴ساعتـهتـٰابـان🌞 ˓
ازاونجایی که بخاطر شرایط اخیر پینترست دیگه سخت بالا میاد میتونی این چنل رو جایگزینش کنی که البته فقط مال دختراس😭💞💅🏻 !
- https://eitaa.com/joinchat/3154379563Cf003faf32f .
هدایت شده از ˒ گستـرده⁴ساعتـهتـٰابـان🌞 ˓
فدای سرم که نیستی، عوضش این چنل جاتو برام پر کرده 🦦 -
https://eitaa.com/joinchat/3154379563Cf003faf32f