هدایت شده از غمِآبی؛
میدونی بعضی وقتا با خودم میگم
آخه احمق دلت واسه چی تنگ میشه؟
کدوم خیابونا باهاش قدم زدی ؟
کدوم کافه رو باهم رفتین؟
کدوم بغل؟
کدوم نوازش؟
کدوم محبت؟
دلت دقیقا واسه چیه اون عوضی تنگ میشه؟
واسه خاطره هایی که هیچوقت نساختی؟
یا واسه آینده ای که قولشو به تو داد ولی برا یه دختر دیگه ساختش؟
هدایت شده از غمِآبی؛
کاش یکم درک داشته باشن انقد جلوم سیگار نکشن دارم خفه میشم
هدایت شده از سلاطین دهه هشتادونود🇮🇷
_قضیه اش طولانیه....
+من وقت دارم:)❤️
هدایت شده از Art moon🌙
او بانوی بهار بود..
هرجا که می رفت درخت ها شکوفه ها می زندند گیاهان سبز می شدن
و بیابان ها جنگل..
او با گل ها،سبزه ها و درختان دوست می شد و با آن ها حرف می زد؛)
او هیچ دوست هم نوعی نداشت و تنها بود .اما با تمام گیاهان دوست بود..
هیچکس او را ندیده
چون خودش نخواسته..
یعنی روزی می رسد کسی او را ملاقات کند
#art_moon
هدایت شده از غمِآبی؛
من براش چایی شیرین بودم... اون قهوه تلخ دوست داشت
_
من براش شیک نوتلا بودم، اون آب دوست داشت
هدایت شده از غمِآبی؛
امشب بعد از شب های طولانی آسمون شهرم ستاره بارون شد++
-
واو🥲