eitaa logo
‌me‌' (Filtering) ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌
58 دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
1.1هزار ویدیو
13 فایل
My life style 😏 Asa with her friends. for talking with me: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_gf3b3xo&btn=Talking.
مشاهده در ایتا
دانلود
حقیقتش پارت چهارم اومده فقط یخورده بیشتر از یه خورده جای تامل داره... ینی خب چیزه خوب نیستش خیلی
"پارت چهارم" { درود بر شما عزیزانم. از اونجایی که من فقط این داستان رو برای جنبه فان ساختم توقع نداشتم اینقدر استقبال کنید. پس تصمیم گرفتم که داستان رو جدی کنم. برای هر یک از کشور ها اسم هایی گذاشتم و بر طبق انها داستان رپ ادامه میدم. پاکستان : اریک. هند : جیمز. ایران : پیتر. } صبح روز بعد اریک با درد شدیدی در ناحیه پایین بدنش از خواب بیدار میشه. لباس هایش را میپوشه و از اتاق خارج میشه، درحالی که از پله ها پایین می اید جیمز در اشپزخانه به پیشخوان تکیه داده بود و در حال نوشیدن قهوه اش بود و اریک را تماشا میکرد که از پله ها پایین می اید. ذهن جیمز : "لعنتی، واقعا خوشگله." اریک وارد اشپزخانه میشه و به جیمز نگاه میکنه. اریک : صبح بخیر... جیمز : صبح بخیر. خوب خوابیدی؟ درد داری؟ اریک : خب... اره درد دارم و خوب نخوابیدم حالت جیمز ناگهان تغییر کرد و نگران شد. جیمز : لعنتی، دیشب خیلی عصبانی بودم. شرمنده... قرص میخوای؟ جیمز بدون اینکه منتظر جواب اریک بمونه به سمت یخچال میره و قرص مسکن برمیداره و به اریک میده. جیمز : بگیر. اریک : اوه.. ممنونم. اریک قرص ها رو میخوره و جرعه ای از اب مینوشد. جیمز بی صدا اریک رو تماشا میکنه و احساس میکنه قلبش تند میتپه. جیمز عاشق شده، بدجور هم عاشق شده
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی نمیخوای قبول کنی ماشینت خرابه😂 ╭╭ฺ┄۬─ฺ ┄ ─ฺ ┄ ─ฺ┄ ─ฺ┄ ─ฺ┄ ─ฺ ┄۬─ฺ╮ 🎞️ 𝖬𝗈𝗏𝗂𝖾 : ㅤׂ⊹ ‏𝖥𝗼𝗹𝗹𝗼𝘄𝖥𝗼𝗿𝖬𝗼𝗿𝗲 : @Closer_VK