eitaa logo
forbidden love
1.1هزار دنبال‌کننده
11 عکس
2 ویدیو
0 فایل
کپی پيگرد قانونی دارد..!. رمان ها🥂: #عشق‌قدیمی¹/²:"پایان یافته" #عشق‌ممنوعه¹:"پایان یافته" #عشق‌ممنوعه²:"درحال پخش" #چیچک‌عمارت:"بزودی"
مشاهده در ایتا
دانلود
forbidden love
#عشق_ممنوعـہ #پارت_44 حامی: اما امان از روزی که اشتباه کرده باشم اون موقع نمی‌دونم باید چه غ*
اسپویل کنمم؟ پارت بعدی اتفاقی میوفته که علی ر*انی تر از قبل میشه دلیلش؟ بعدا میفهمید 🤓😂
هدایت شده از Panahli
و ما بخشی از حال و خوب و خنده هامون رو سر اون راب*ه ای تو 16/17 سالگی داشتیم برای همیشه از دست دادیم:)
ماهوین: همراه پینار وارد اتاق شدم و در و بستم < عزیزم در و قفل کن و بیرون نیا من به نیواد قول دادم که ببرمش دریا زود برمیگردم خب > پینار: ترسیده مچ دستشو گرفتم < تروخدا منو تنها نزار > ماهوین: نترس زود برمی‌گردم ..... ماهوین: 20 دقیقه از اومدنمون کنار دریا گذشته بود اجازه نداده بودم با***گ**ردا دنبالمون بیان نیواد دستمو و فشار داد و گفت: < مامان شنا کنیم؟ > ادامه دارد....
ماهوین: نه مامان الان سرده باید برگردیم صدایی پشت سرم اومد تا خواستم برگردم ببینم چی بود ضربه محکمی بود که به سرم و خورد و صدای ج*غ نیواد بی جون صداش زدم که گریه اش شدت گرفت آخرین چیزی بود که شنیدم و کسی بلندم کرد بعدشم سیاهی مطلق ادامه دارد.....
2 پارت تقدیم نگاهتون 🍓 نظری، حرفی، سخنی https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_f1um5w&btn=Panah
علی: ساعت 9:15 بود عصبی پامو تکون می‌دادم و به زمین ضربه می‌زدم یعنی تا این موقع شب کدوم گ*ری رفته بود؟ حتما واسه این بچه بازی مسخره اش تنبیه‌ش می‌کنم واسه من قهر می‌کنه _آقا شام حاضره چیزی نگفتم که دوباره ادامه داد < آقا؟ شام...> فریاد زدم< دهنتو ببند گرسنه نیستم > از صدای دادم شروین پایین و اومد و متعجب ل* زد: < چته علی ؟ > ادامه دارد....
علی: مثل س*ای وح*ی سمتش خیز برداشتم < ز* من این موقع شب چرا باید بیرون باشه؟ ببین جلوی خودت میگم من ق*م پای خواهرتو میش*نم فقط بزار بیاد خونه با**گ**ردا کل شهرو گشتن انگار آب شده رفته تو زمین اصلا نکنه برگشته تهران؟ > شروین: تا خواستم چيزي بگم در با صدای بدی باز شد و علی عصبی چرخید سمت در تا خواست داد بزنه با دیدن سپهر تعجب کرد ادامه دارد....
2 پارت تقدیم نگاهتون 🍓 نظری، حرفی، سخنی https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_f1um5w&btn=Panah
forbidden love
#عشق_ممنوعـہ #پارت_48 علی: مثل س*ای وح*ی سمتش خیز برداشتم < ز* من این موقع شب چرا باید بیرون
علی آقا زده به سیم آخر... _فقط خدا میدونه چه بلایی آسمونی سر این بچه‌ها نازل شد..😂 ماهوین کجاست یعنی؟ حامی با پینار چیکار کرد؟
اصلا پارتای بعدیو دوست ندارم..😂 هعییی کِی گذر کنیم از ایناا البته که عذاب کشیدنشونم جذابه 😂
تو چنل کوثر فور نده پنااهههه
فور ندیننن